صورت اگر ميان ميان جاندار و قوتش يا ميان دانه و خورندهاش مانعى ايجاد شد ، به موازين عدالت جهانى ستم شده و معنى وجود و ارزش حيات ، مورد افتراء قرار گرفته است .
على « ع » مى گويد : « به خدا قسم اگر هفت اقليم را به من بدهند كه خدا را در بارهى مورچهاى كه پوست جوى از آن بربايم نافرمانى كنم ، نخواهم كرد » .
كيفر تجاوز به موازين عدالت جهانى ، وابسته به طبيعت عدالت عمومى است كه در مرافعه با تجاوز كار ، ملايمت و سنگدلى را اعمال نمى كند بلكه با عدالت و مجازات به مرافعه پايان مىدهد . توجه ارزندهء على « ع » به مفهوم حيات واحد - كم و زياد و بزرگ و كوچكش - از همين جا سرچشمه مى گرفت . بنا بر اين عدالت جهانى كه ميان موجودات زنده ايجاد توازن كرده و آنها را با داشتن موقعيت هاى گوناگون مراعات نموده و اعمال مشترك و حقوق متقابل و واجبات يكسانى ميان آنها برقرار ساخته ، براى هيچيك از مظاهر حيات امتيازى قائل نشده و اجازه نمى دهد نيرومند بخاطر نيروئى كه دارد به ضعيف تجاوز كند يا كثير به خاطر كثرتى كه دارا مىباشد در حق قليل ستم نمايد . اينجاست كه عدالت جهانى ، ظلم بر قليل را بخاطر مصلحت كثير نمى بخشد . روى اين اصل در منطق پسر ابو طالب كسى كه به موجود زندهاى ستم كند گويا به تمام موجودات زنده ظلم نموده است ، و كسى كه بنا حق كسى را بكشد گويا همهء مردم را كشته است ،
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 86
مساهمون: جورج جرداق
ص٨٦