تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
و كسى كه جاندارى را آزار كند گويا به تمام جانداران آزار رسانده است . آرى در منطق على « ع » حيات همان است ، و احترام آن ، اصلى است كه فروعش بر اساس آن رشد مىكند . از نظر عدهء زيادى از متفكران و قانونگذاران و همچنين در « افكار » گروهى كه خود را از رجال سياسى معرفى مى كنند ، تجاوز به اقليت بخاطر مصلحت اكثريت كارى شايسته است و در منطق اينها مقياس خوبى ، تنها منحصر به سالم بودن اكثريت و رسيدن آنان به خواسته‌هاست . مثلا اگر هزار نفر در اثر وقوع يك حادثه ستمگرانه كشته شدند از نظر اينها كارى وحشتناك محسوب مىشود و اگر دو هزار نفر كشته شدند آن كار وحشتناكتر است و همينطور . . . اما اگر يك نفر در چنين حادثه‌اى كشته شد مسئله‌ى آسان و كار ساده‌اى است . زيرا در دفتر سوداگران ارواح ، كثير از قلم نمى افتد اما جدول ضرب و عمليات جمع و تقسيم را ممكن است به صورت ساده و آسانى تنظيم نمود . اما على « ع » نظريات اين سوداگران را با سخنى كه آن را بطور مستقيم از وجودى گرفته كه در مفهوم حيات بلكه در خود حيات براى ارقام ارزشى قائل نيست ، مى كوبد : « به خدا قسم اگر دست نمى يافتند به مسلمانان مگر به يك نفر كه او را عمدا بدون آنكه مرتكب گناهى شده باشد بكشند ، همانا كشتن همه‌ى آن لشكر بر من حلال بود » .