تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥
پرندگان كوچك ، كمتر از مراقبت آن از حيوانات وحشى و كركس فضا نيست ، و بالاخره هر موجودى در صفحه‌ى گستردهء وجود ، موقعيت ويژه‌اى دارد و از اين وجود وسيع بهره‌اى گرفته است . بدين جهت كوه بلند جلوى ديد على « ع » را نسبت به ريگها و ذرات خاك نمى گرفت ، و توجه به طاوس او را از توجه به مورچهء خاك نشين كه در ميان شكافها و ريگهاى زمين مى جنبد باز نمى داشت ، چرا كه آن هم در جهان هستى ، موجودى بزرگ و چيزى فراوان بشمار مى رود . على « ع » چنان نبود كه مفهوم وجود را در مورچه و طاوس - كه با آمدن روز پراكنده مى شوند - نسبت به خفاش كه شبش روز است و روشنائى آن را در تنگى قرار مىدهد ، بيشتر ببيند ، و براى مورچه و طاوس ارزش وجودى بيشترى نيست به خفاش قائل باشد . او حكمت هائى كه در موجودات بزرگ مى ديد در خفاش نيز همان حكمتها را مشاهده ميكرد . از نظر على « ع » تنها همين كه يك موجود ، رمقى داشته باشد كافى است كه نيروى عمومى وجود ، آن را از خطر مرگ قبل از فرا رسيدن زمانش نگهدارى كند و بطور اساسى از آن حمايت نمايد . زيرا عدالت جهانى وجود هر موجود زنده‌اى را بر پايه‌اى قرار داده كه نگهدارنده‌ى آن موجود در مدت بقاى آن مىباشد ، و همين است آن چيزى كه على « ع » آن مرد فوق العاده دقيق ، از سخن خود اراده مىكند : « براى هر جاندارى قوتى هست و هر دانه‌اى خورنده‌اى دارد » . در اين