على « ع » ، نداى عدالت انسانى » در زمينهء بيان امام بويژه در خطبههايش ، نوشتهام توجه كنيد : نهج البلاغه از انديشه و خيال و عاطفه نشانههائى دارد . تا هنگامى كه انسان باقى است و از خيال و عاطفه و انديشه برخوردار است اين نشانهها نيز با ذوق هنرى بلندى ، بستگى خواهد داشت . نهج البلاغه با نشانههاى خود ارتباط خاصى دارد و با درك بلند و دورى كه توأم با حرارت واقع و علاقه به شناخت ماوراى اين حقيقت است جارى مى گردد . مجموعهاى است كه ميان زيبائى موضوع و زيبائى بيان جمع مىكند تا تعبير و مفهوم و به عبارت ديگر صورت و معنى مانند آتش و حرارت ، و خورشيد و نور ، و هوا با هوا ، با يكديگر متحد گردند . آن گاه شما در برابر آن مانند كسى هستيد كه در مقابل سيل خروشانى قرار گرفته يا با درياى مواج و طوفان شديدى روبرو شده است ، يا مانند كسى هستيد كه در برابر يك پديدهء طبيعى قرار گرفته است پديدهاى كه بر اساس وحدت استوار است و هيچگونه پراكندگى در عناصر آن ايجاد نمى كند مگر آنكه وجود عناصر را محو كند و آن را بسوى نيستى سوق دهد بيانى است كه اگر به ملامت زبان بگشايد ، زبان تندبادها را تحت الشعاع قرار مىدهد و اگر فساد و فسادگران را تهديد كند كوههاى آتشفشان را توأم با سروصدا و روشنائيها از هم مى پاشد ، و اگر به سخن باز شود ، عقل ها و احساسات را مخاطب قرار داده و
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 66
مساهمون: جورج جرداق
ص٦٦