را تحريك مىكند .
سخن سازى على « ع » را بايد اساس بلاغت عرب دانست .
ابو هلال عسكرى نويسندهء كتاب « الصناعتين » مى گويد : تنها ايراد معانى مهم نيست ، بلكه زيبائى ، صفا و پاكى لفظ كه توأم با صحت تركيب و اسلوب باشد و از بار سنگين نظم و تأليف ، خالى باشد ، نيز شرط است .
بعضى از اين الفاظ بقدرى فصيح است كه گويا دامنهاى ارغوانى را با غرور و خودخواهى مى كشاند . برخى از آنها مانند سربازانى كه در زمين پهناورى يورش مى برند ، غران و بعضى ديگر مانند شمشير ، دو لبه هستند . برخى ديگر مانند نقاب ضخيم ، روى بعضى احساسات قرار مى گيرند تا تندى آن را پوشانده و از شدتش بكاهند . بعضى ديگر مانند لبخند آسمان در شب هاى زمستانى ، لبخند مى زنند . بعضى چون تازيانه كار ميكنند و برخى مانند چشمهء زلال جارى مى گردند .
تمام اينها با مفردات و تعبيراتى كه در خطبههاى على « ع » است تطبيق مىكند . گذشته از اين ، خطبه از نظر نويسندهء كتاب « الصناعتين » در صورتى زيباست كه به اين صفات لفظى نقش پذيرد ، پس آيا مانند خطبههاى پسر ابو طالب كه هيجان صفات لفظى را به هيجان و نيرو و عظمت معنى ضميمه مىكند چگونه است » اينك به قسمتى كوتاه از مطالبى كه در جلد سوم كتابم : « امام
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 65
مساهمون: جورج جرداق
ص٦٥