است ، در حالى كه خودشان بر اثر غفلت و سستى اراده خير خواه خود نيستند ، با اين جملهء انقلابى و تؤام با خشم ، مورد خطاب قرار داده و مى گويد : « چه شده است شما را مى بينم بيداريد اما در خوابيد ، و حاضريد اما غائبيد ، و شنوا هستيد اما كر مى باشيد ، و سخن مى گوئيد اما لال هستيد . . . » در عهد جاهليت و اسلام بويژه در عصر پيامبر و خلفاى راشدين ، گويندگان زيادى وجود داشتند و از آنجا كه به سخنرانيها نياز شديدى داشتند با روش سخنورى ، بصورتهاى گوناگون ادبى ، كاملا آشنا بودند . اما در عهد پيامبر ، همه معتقدند كه بزرگترين سخنور آن زمان ، پيامبر اسلام ( ص ) بوده و در عصر خلفاى راشدين و بطور كلى در اعصار بعدى ، هيچكس در سخنورى بپايهء على بن ابي طالب « ع » نرسيده است .
گفتار ساده و بيان نيرومند على « ع » كه از عناصر طبع و صناعت تشكيل مى شد ، از اركان شخصيت او به شمار مى رفت . گذشته از اين ، چنان كه ديديم ، خداوند وسايل كامل ديگرى كه از شرايط سخنورى محسوب مىشود براى او آماده كرده بود . زيرا خداوند بسبب فطرت سالم ، سليقهء رفيع و بلاغت جذاب به او امتياز خاصى داده بود ، همانطور كه بواسطهاى ذخاير علمى كه او را از همگنانش جدا مى ساخت و همچنين بخاطر برهان استوار و نيروى اقناع و نبوغ
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 63
مساهمون: جورج جرداق
ص٦٣