بخشش ، عطائى خصوصى است . بنا بر اين عدالت ، شريف تر و برتر مى باشد » .
در وصف مؤمن بطور بديهى فرمود : « مؤمن ، شاديش در چهره و اندوهش در دل است . سينهاش از هر چيزى گشادهتر و نفسش از هر چيزى خوارتر است . برترى و بزرگوارى را خوش نمى دارد و از خودنمايى بدش مى آيد . اندوه وى دراز و نگرانيش دور است . خاموشيش زياد است . وقتش مشغول است .
سپاسگزار و شكيبا است . طبيعتش نرم و خوى او هموار است » .
روزى نادان خيره سرى از او مشكلى پرسيد . حضرت بيدرنگ در پاسخ گفت : « به منظور فهميدن و آموختن بپرس ، و از روى خيرهسرى چيزى سؤال مكن ، زيرا نادانى كه فراگيرندهء دانش است به دانشمند شباهت دارد ، و دانشمندى كه در بيراهه قدم نهد به نادان خيره سر مى ماند » خلاصه على « ع » اديب بزرگى بود كه بر اساس تماس با حيات و كشش اسلوب سخنورى ، پرورش يافته بود . ازين رو از اصالتى كه در شخصيت اديب ضرورى است و همچنين از فرهنگ ويژهاى كه موجب رشد شخصيت و تمركز اصالت است برخوردار بود .
اما در بارهء زبان ، يعنى زبان محبوب عربى ، « مرشلوس » در جلد اول كتابش « سفرى به شرق » سخنى زيبا دارد . مى گويد : « در ميان زبانها ، زبان عربى غنى ترين و فصيح ترين زبانها است و تأثيرش از همه
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 69
مساهمون: جورج جرداق
ص٦٩