بيمانندش در بديهه گوئى ، او را بر ديگران برترى داده بود . علاوه بر اين ، من راستى نامحدود او را كه در هر خطبهء مؤثرى ضرورى مىباشد ، به اينها اضافه ميكنم . چنان كه تجربههاى تلخ فراوان وى را - كه در زمينهء اخلاق و طبايع مردم و صفات اجتماع و عوامل جنبش هاى اجتماعى براى عقل نيرومندش كشف مى شد - نبايد فراموش كرد . گذشته از اينها آن اعتقاد محكم و تزلزل ناپذير ، و آن درد عميقى كه با محبت و پاكدلى و سلامت وجدان و عظمت هدف آميخته بود ، از امتيازات وى بشمار مى رفت .
راستى صرفنظر از على « ع » و عدهء محدود ديگرى ، مشكل است بتوانيم در ميان شخصيت هاى تاريخى كسى را كه جامع اين شرايط باشد و به عنوان سخنگوى نمونه معرفى شده باشد پيدا كنيم . كافى است شما اين شرايط را در نظر بگيريد آن گاه نظرى به گويندگان معروف شرق و غرب بيافكنيد تا بدانيد گفتهء ما صحيح است و هيچ گونه اغراقى در آن وجود ندارد .
پسر ابو طالب بالاى منبر ، خوددار و متين بود و به گفتار درست و به خويشتن كاملا اطمينان داشت . هوش او نيرومند و دركش به حدى سريع بود كه بر افكار مردم و خواستههاى جمعيت تسلط داشت . روح او چنان از حريت و انسانيت و فضيلت سرشار بود كه وقتى زبان سحر آميزش به آنچه در دل داشت گويا مى شد ، مردم به خوبى حس مى كردند كه على « ع » فضايل خواب رفته و احساسات خاموش آنان
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 64
مساهمون: جورج جرداق
ص٦٤