در خيال او نقش مى بست ، در چنين مواردى روش سخنورى على « ع » به اوج زيبائى مى رسيد . قلب او سرشار از بلاغت مى شد و بسان جريان دريا بر زبانش جارى مى گرديد .
اسلوب على « ع » در چنين مواردى امتياز خاصى داشت . زيرا على « ع » به منظور توضيح و تأثير سخن ، جملات را در ضمن استعمال واژههاى مترادف تكرار مى كرد و كلمات فصيحى كه داراى انعكاس بود انتخاب مى نمود و گاهى اقسام گوناگون تعبيرات را به دنبال يكديگر قرار مى داد : از جملهى خبرى به استفهامى و از استفهام بتعجب و از تعجب بانكار انتقال مى يافت . موارد وقف در آن نيرومند و شفا بخش جانها بود . روح هنر و معنى بلاغت ، آشكارا در آن وجود داشت .
براى نمونه ، خطبهى معروف جهاد را براى شما نقل مى كنيم .
على « ع » اين خطبه را پس از آنكه سفيان بن عوف اسدى در عراق به شهر انبار يورش برد و فرماندار آن را كشت ، براى مردم ايراد كرد : « اين برادر غامد است كه سواران وى به شهر انبار رسيده و حسان بن حسان بكرى را كشتهاند و سواران شما را از مرزهاى شهر دور كرده و مردان شايستهاى را از شما به خاك و خون كشيدهاند .
« به من خبر رسيده است كه يكى از آنان بر يك زن مسلمان و يك زن ذمى وارد مى شده و خلخال و النگو و گوشوارههاى او را مى كنده است . آن گاه لشكريان با غنيمت فراوانى بازگشتهاند در حالى كه به
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 60
مساهمون: جورج جرداق
ص٦٠