كه گويا هر دو از يك جا سرچشمه گرفتهاند . اينجاست كه چنين طبعى مىتواند نثر را به صورت شعرى موزون و آهنگ دار - كه معنى را به اشكال لفظى مربوط به خود مى پيوندد - جلوه دهد .
در قافيهپردازى امام « ع » نمونههاى جالبى به چشم مى خورد كه آهنگ را به صورت زيبائى به آهنگ ديگر باز مى گرداند و تأثيرش بمرتبهاى است كه هيچ گوشى موزونتر از آن نشنيده و از نظر ترجيع زيباترين مرحله را واجد شده است . ما آنچه تا كنون از سخنان مسجع على « ع » نقل كردهايم ، براى مثال كافى است ، در عين حال به اين كلمات كه مورد پسند سليقه و شنوايى مىباشد گوش فرا دهيد : « انا يوم جديد ، و انا عليك شهيد ، فاعمل في خيرا ، و قل خيرا » .
اگر مى گوئيم اسلوب على « ع » داراى صراحت معنى و بيان رسا و سلامت ذوق است ، منظور اين است كه خوانندهى گرامى را به « زيباييهاى نهج البلاغه » ارجاع دهيم تا ببيند سخنان على « ع » چگونه از چشمههاى عميق و ريشهدارى سرازير مىشود و با چه لباس هنرى و زيبائى دلپسندى به جنبش در آمده و جارى مى گردد .
اينك شما را به اين تعبيرات زيبا در سخنان على « ع » توجه مى دهيم : « آدمى زير زبان خويش پنهان است » . « بردبارى قبيلهاى است » . « آن كس كه چوب او نرم باشد شاخههايش فراوان است » . « هر ظرفى به آنچه در آن مى گذارند پر مىشود مگر ظرف دانش كه فراخ مى گردد » .
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 58
مساهمون: جورج جرداق
ص٥٨