ميوهدارى بود تمركز داشت .
شما اگر بخواهيد مى توانيد اين عناصر را از آنجا كه به تمام معنى واقعى و رسا است و بالهاى آن كشيده و خطوطش كاملا نمايان است ، به صورت شكلهاى رنگ آميزى شدهاى برگردانيد . راستى خيال على « ع » چقدر شگفت آور است آنجا كه مردم بصره را پس از واقعهى جمل مخاطب قرار داده و با رنجى كه از آنان در دل دارد مى گويد : « همانا شهر شما غرق خواهد شد ، گويا من مسجد آن را مى بينم بسان سينهى مرغ ، ميان امواج كوه پيكر دريا قرار گرفته است » چقدر اين تشبيه : « فتنههايى مانند ساعات تاريك شب » سحر آميز است چگونه اين صورت ، متحرك جلوه مىكند : « من مانند ميلهى آسيا هستم : آسيا دور من مى چرخد و من در جاى خود مى باشم » و بالاخره چقدر عظمت دارد اين تابلوئى كه در آن ، ارتفاع خانههاى اهل بصره به خرطوم فيل تشبيه شده و كنگرههاى آن در نظر على « ع » مانند بالهاى كركسان آشكار مى گردد : « واى بر خيابانهاى آباد و خانههاى آراستهى شما كه بالهائى مانند بالهاى كركسان و خرطومهائى مانند خرطوم پيلان دارد » يكى از مزاياى اين خيال وسيع ، نيروى تمثيل است . تمثيل در ادبيات على « ع » چهرهى درخشان و زندهاى دارد . براى نمونه موقعيت همنشين سلطان را در نظر بگيريد : مردم به او رشك مى برند و مقام وى را آرزو ميكنند ، در حالى كه او موقعيت خود را بهتر مىداند و از ترس
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 28
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٨