است كه احساسات وى را در شدت هيجان اندوهها محدود ميكرد . على « ع » كسى نبود كه به حكم احساسات شديد ، غرق درياى اندوه و افسردگى هاى دور گردد ، زيرا او تسليم حكومت عقل بود و خرد تنها فرمانده وى بشمار مى رفت .
تنوع بحث ها و توصيف طبيعت در نهج البلاغه ، نشانهى ديگرى از فراست عميق على « ع » است . على « ع » انديشهى خود را تنها در يك موضوع ويژه يا بحث خاصى به كار نبرده ، بلكه در هر موضوعى بطور كامل بحث نموده است . او با بيان خردمندانهى خود كه توأم با آگاهى كامل است ، از چگونگى دنيا و طبيعت و شئون انسانها سخن مى گويد ، و در زمينهى مظاهر زندهى طبيعت ، سخن را گسترش مىدهد و رعد و برق زمين و آسمان را توصيف مىكند ، و از شگفتى هاى آفرينش خفاش ، مورچه ، طاوس ، ملخ و امثال اينها پرده برميدارد .
براى اجتماع ، دستورات ويژه و در زمينهى اخلاق ، قوانيت ارزندهاى وضع مىكند و خلاصه در بحث از آفرينش جهان هستى و شگفتى هاى وجود ، ابتكاراتى از خود نشان مىدهد . به حقيقت بايد گفت : انديشهى سالم و بيان رسائى كه در نهج البلاغه به چشم مى خورد در ادبيات عرب هرگز يافت نخواهد شد .
دايرهى خيال در نهج البلاغه چنان گسترده و وسيع است كه بالهاى آن هر سطحى را فرا گرفته است . على « ع » بكمك اين خيال نيرومند - كه بسيارى از متفكران و دانشمندان اعصار از آن محروم
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 26
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٦