به ستمديده نديدم : چشمى شور و دلى ديوانه دارد و پيوسته با اندوه دمساز است . بر بى گناهان خشم مى گيرد و به چيزى كه مالك آن نيست بخل مى ورزد » در نهج البلاغه توليد فكر از فكر چنان روشن است كه هر كس در برابر آن قرار گيرد گويا در برابر تودهاى انديشه قرار گرفته است . لكن بايد دانست كه اين انديشهها متراكم نيستند بلكه نظم و ترتيب خاصى بر آنها حكومت مىكند ، و در اين جهت فرقى ميان نوشتههاى على « ع » و خطبههاى بديهى او نيست . زيرا چشمه همان چشمه است ، شب و روز در جريانش تأثير ندارند .
خطبههاى بديهى على « ع » حاكى از انديشههائى معجزه آساست كه بر اساس دقت و منطق صحيح استوار است . راستى چنين دقتى حيرت زاست زيرا على « ع » در ايراد خطابههاى خود ، آمادگى قبلى و لو براى چند لحظه نداشت و خطبههاى خود را بدون آمادگى قبلى ايراد ميكرد . اين خطبهها چنان در افكار على « ع » جوشش داشت كه مانند برقى كه بى خبر جهش كند ، يا صاعقهى ناگهانى كه بى مقدمه به وقوع بپيوندد ، يا گردبادى كه ناگهان وزيدن بگيرد و همه را به خود بپيچد و جاروب كند و به حكم قانون حادثه و حدود مناسبت هاى ويژه ، مسيرى را پيش گيرد و از همان جا باز گردد ، بدون كوچكترين رنج و زحمت به زبانش جارى مى شد .
ديگر از آثار ذكاوت نيرومند على « ع » در نهج البلاغه ، مرزهائى
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 25
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٥