بودند - مفاهيم واقعى خالص را در چهار چوبهاى كه از جالب ترين زيباييها برخوردار بود قرار مى داد و به كمك هوش سرشار و تجربههاى عميق خود به آنها درخشندگى و حيات مى بخشيد . روى اين اصل مفهوم هر چند فكرى و جامد بود اما بمحض اين كه در مخيلهى على « ع » مى گذشت داراى بالهائى مى شد كه صفت جمود را از آن سلب ميكرد و حركت و حيات را جايگزين آن مى نمود .
خيال على « ع » خيال فوق العادهاى بود كه بر اساس واقع قرار داشت . على « ع » اين واقعيت را به مرحلهى بروز مى رسانيد و از طبيعت و بنياد آن ، حدود گستردهاى بوجود مى آورد و آن را به رنگهاى فراوانى رنگين مى ساخت . آن گاه حقيقت بيشتر آشكار مى شد و جوينده به آسانى بر آن تسلط مى يافت .
على « ع » به حكم نيروى فكرى بى مانندى كه داشت بر ديگران برترى جست . انديشهى بيدارش كه مخزن وسيعى بشمار مى رفت به او امتياز خاصى داده بود . او در مراحل زندگيش از يك سو با احساسات كينه ورزان و حيله گران ، و از سوى ديگر با احساسات پاك دوستان صميمى و باوفا روبرو بود ، بدين جهت براى على « ع » از مجموع اين احساسات ، عناصر نيرومندى كه خيال ابتكارى او را پرورش مى داد آماده شده بود . على « ع » از عناصر مزبور در اين خيال كمك مى گرفت و آنها را در تابلوهائى به تمام معنى زنده و شگفت انگيز مجسم ميكرد .
اين عناصر درست بر يك واقعيت صاف كه داراى شاخههاى برگ دار و
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 27
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٧