اسباب مترتب است - دور باشد يا نزديك - براى او قابل درك خواهد بود .
پياپى بودن سخنان على « ع » كه در نهج البلاغه بطور آشكار مشهود است ، و همچنين ارتباط بين انديشهها بطرزى كه هر انديشهاى نتيجهى فكر سابق و منشاء پيدايش انديشهى بعدى باشد ، نشانهى فراست بى مانند على « ع » است .
موضوعاتى كه در نهج البلاغه مورد بحث قرار گرفته از اين انديشهها جدائى پذير نيستند . بلكه بايد گفت بحث از موضوعات ، بدون انديشههاى مزبور ، صورت كاملى به خود نمى گيرد . زيرا اين انديشهها آن چنان گسترده است كه هر كلمهاى از كلمات نهج البلاغه ، خواننده را به دقت و تأمل وادار مىكند و هر جملهاى از جملاتش جهانى از معنى در برابر ديدگان او مجسم مى نمايد .
راستى آيا از كدام راه دقت مى توان به سخنانى از قبيل : « مردم دشمن مجهولات خود هستند . . . ارزش هر كسى به خوبيهاى اوست . . . گناه ، دژى ذلت بار است » پى برد آيا كدام اختصارى مانند اين عبارت : « هر كه سبكبار شود مى پيوندد » معجزه آساست آيا اين جملات چهارگانه با وجود كمى الفاظ چه معانى ارزندهاى در بر دارد و چگونه حائز توضيحات فراوان مى باشد آيا كدام درك عميق و هوش سرشارى مىتواند از طبع حسود و صفات وى چنين پرده بردارد « هيچ ستمگرى را مانند حسود شبيهتر
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 24
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٤