شكل هاى گستردهاى كه دارد با هر موهبت فوق العادهى ديگرى - بهر رنگى از فعاليت هاى بزرگ جلوه كند - همراه است براى اثبات اين پديده كافى است نظرى كوتاه به تاريخ انبياء بيافكنيم . حضرت داود ، سليمان ، اشعيا ، ارميا ، ايوب ، مسيح و حضرت محمد « ص » اديبانى بودند كه علاوه بر موهبت هاى ويژهاى كه داشتند از موهبت ادبى نيز برخوردار بودند .
ناپلئون ، افلاطون ، پاستور ، خيام ، ابن خلدون ، نهرو ، دو گل و پاسكال با وجود اين كه هر كدام در رشتهى خاصى شهرت داشتند لكن به حكم موقعيت هاى ادبى كه واجد بودند در رديف اهل ادب قرار گرفته بودند ، و روى اين اصل هر كدام به مقتضاى موهبت و فطرت ، داراى يك سلسله فعاليت هاى فكرى بودند كه بضميمهاى زيباييهاى بيان ، به صورت ادبيات كاملى جلوه ميكرد .
اين حقيقت بطور آشكار در شخصيت على « ع » تمركز داشت .
او همانطور كه در زمينهى اثبات حقوق و تعليمات و رهبريهايش امام بود ، در ادبيات نيز عنوان امام را براى خود اتخاذ كرد . نشانهى ادبيات على « ع » « نهج البلاغه » است . نهج البلاغه كتابى است كه در اصول بلاغت عرب در رديف قرآن آمده و هم اكنون كه حدود سيزده قرن از عمر آن مى گذرد هنوز در اسلوب عرب بعنوان يك ريشه اصيل تلقى مىشود و قطعات جالبى از آن اقتباس مى گردد و بيان سحر انگيز آن به اسلوب سخنورى روح مى بخشد .
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 22
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٢