مردم بدبين و از آنان به كلى بيزار بوده است . اين گروه براى اثبات نظريهى خود ، به سخنان خشن على « ع » - كه مردم زمانش را بوسيلهى آن مورد حمله قرار مى داده - احتجاج كردهاند . ليكن ما موضوع را به عكس مى دانيم . ما معتقديم كه على « ع » هر چند در موقعيت هاى خاصى اطمينان خود را از بعضى مردم سلب مى كرده ، ولى بايد گفت او حتى براى يك لحظه اطمينان خود را نسبت به انسان از دست نداده است . راستى اگر كسى تحمل على « ع » را در برابر ناراحتى هائى كه از مردم به او مى رسيد ، از نظر بگذراند ، و به بردبارى عجيب او در مقابل سختى هاى وحشت زا كه ناشى از خيانت و نيرنگ دشمنان و يارانش بود پى ببرد ، و از آن سو روش على « ع » را با آنان در نظر بگيرد كه چگونه تا حد امكان با آنها مهربانى و محبت مى كرد ، من معتقدم اگر كسى اينها را بداند بطور مسلم درك خواهد كرد كه على « ع » به حقيقت و فطرت انسان - كه متأسفانه اجتماع در بعضى موارد آن را گمراه مىكند - خوش بين بوده و در اين جهت با « روسو » اختلافى ندارد .
آرى اگر على « ع » خيانتگران و ستمگران و نيرنگ بازان را توبيخ مىكند ، در عين حال معترف است كه انسان هر چند زمانى طولانى بر او گذشته باشد باز قابل اصلاح خواهد بود . زيرا همين كسى كه به انسان خوشبين است ، چنان كه از نيكوكار تمجيد مىكند ، بدكار را به اميد آنكه در اخلاق و رفتارش تغييرى ايجاد كند سرزنش
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 141
مساهمون: جورج جرداق
ص١٤١