بدبينان براى او خواستهاند ارزشى قائل نيست .
اين حيات پيوسته به تجدد و تكامل گرايش دارد تا آنجا كه هيچ چيز جايگزين آن دو نخواهد شد . اين تجدد و تكامل ، اسلوبى است كه حيات در فتوحات خود - كه عبارت از خير بيشتر و بقاى اصلح است - آن را دنبال مىكند . بررسى عميق پسر ابو طالب در زمينهى حيات و نواميس آن كه بزرگترين موجود در جهان خيرانديش هستى محسوب مىشود ، او را معتقد ساخته است كه حيات ، موجودى انقلابى است كه پيوسته به جلو مى نگرد و هميشه در مسير خير بيشتر ، در حركت است .
انقلابى بودن حيات ، ريشهى تحرك حيات و باعث تكامل آن مى باشد بدين جهت حيات مقيد به چيزى جز به شرايط وجودش نمى باشد . انقلابى بودن حيات ، ريشهى جنبش هاى اجتماعى و باعث تكامل اجتماع است و اگر اين خصوصيت وجود نداشت حيات جز مرگ و جانداران جز جماد چيزى نبودند .
على « ع » به انقلاب حيات ايمان راسخى داشت . ايمان وى به انقلاب حيات به معرفت شبيهتر بود ، بلكه اين ايمان خود معرفت بود .
على « ع » بر اساس اين ايمان عظيم معتقد بود كه افراد زنده قدرت دارند خود را اصلاح كنند و اين اصلاح وابسته به اين است كه با قوانين حيات سير كنند ، و قدرت دارند بر سرنوشت خود حاكم باشند به اين كه در برابر عظمت حيات تسليم گردند .
ما قبلا در ضمن بحثى گفتيم كه انقلاب حيات ، نزديكترين
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 144
مساهمون: جورج جرداق
ص١٤٤