تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
مى نمايد . راستى اگر پسر ابو طالب چنين اميدى نداشت نمى توانست سختى هاى روزگار را كه از ناحيهء دشمنان به او مى رسيد تحمل كند و در برابر حوادث ناگوار صبر نمايد اگر على « ع » در باره‌ى دنيا و دنيا پرستان مى گويد : « دنيا پرستان ، سگهاى فرياد كننده و درندگان وحشى هستند ، بعضى بر سر بعضى فرياد مى كشند ، نيرومند آنها ناتوانشان را مى خورد و بزرگشان بر كوچكشان پيروز مىشود » بخاطر آن است كه از مكر نيرنگ بازان و گناه معصيت كاران رنج مى كشد ، از اين رو آنان را سخت سرزنش مىكند تا كسى را كه گناهكار و مكار و سگ زوزه كش و درندهء وحشى نيست ترجيح دهد آرى على « ع » اين سخن را مى گويد آن گاه با درنده‌اى وحشى و نيرومند ستمگر و بزرگ ظالم مبارزه مىكند همانطور كه پزشك به منظور سلامت روح و بدن ، بلكه به منظور ترجيح حيات بر مرگ و بخاطر خوش بين بودن به خوبى نجات ، با ريشهء بيماريها مبارزه مىكند بنا بر اين على « ع » همان كسى كه به حيات ، بزرگترين مخلوق خدا احترام مى گذارد و براى انسان زنده كه زيباترين نمونه‌ى حيات است احترام قائل است ، اطمينان عظيمى به خير انسان دارد و به او خوش بين است و مى خواهد او چنان كه بايد آزاد باشد اگر على « ع » از اين اطمينان و خوش بينى برخوردار نبود با مردم چنين رفتار نمى كرد و نمى گفت : « هرگز به سخنى كه از دهان كسى