ارتباط پيدا مى كنند .
اگر على « ع » با وجود مصائب و حادثههاى ناگوارى كه از ناحيهى مردم تحمل كرد ، اين چنين به جهات خير در آنان اطمينان دارد بخاطر آنست كه تخم اين اطمينان را در دلهايشان بيافشاند . او مىداند كه « حق و باطل و راست و دروغ در اختيار مردم قرار دارد » ليكن براى انسان سزاوار است چشم و قلب خود را بسوى جهات خير باز كند ، زيرا اين جهات بر خلاف جهات شر ، رشد مىكند و افزايش مى يابد و شايد آموختن بواسطهى تاريخ و حكمت ، مهمتر و نافعتر باشد .
على « ع » بطور مكرر در زمينهى لزوم اطمينان به وجدان انسان ، توصيه مى كرد . از جمله مى گفت : « كسى كه به تو گمان نيك برد گمانش را تصديق كن » . در مورد ديگرى مى گويد : « هرگز به سخنى كه از دهان كسى خارج شده و تو احتمال نيكى در آن مى دهى گمان بد مبر » . « از دادگرى نيست كه بر شخص مورد اعتماد با بدگمانى قضاوت شود » . « هرگاه نيكوكارى ، روزگار و مردم آن را فرا گرفت ، سپس كسى نسبت به انسانى كه بدنامى او آشكار نشده بد گمان شود همانا به او ستم نموده است » . « بدحال ترين مردم كسى است كه به خاطر بدگمانى خود به هيچكس اطمينان ندارد و ديگران نيز بخاطر بدرفتارى او به وى اعتماد ندارند » .
گروهى از كسانى كه شخصيت على « ع » را مورد بررسى قرار دادهاند دچار اشتباه شدهاند ، زيرا تصور كردهاند على « ع » نسبت به
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 140
مساهمون: جورج جرداق
ص١٤٠