خارج شده و تو احتمال نيكى در آن مى دهى گمان بد مبر » و بوسيلهى وصاياى خود كه حائز درك عميق و حرارت عاطفه و عظمت هدف است ، به وجدان فردى و اجتماعى توجه نمى يافت : وصايائى كه قلعهى محكمى براى اخلاق عمومى و عاطفهى انسانى بشمار مى رفت و عمل نافع را بر اساس هاى ايجابى در عقل و وجدان استوار مى ساخت . على « ع » به استناد همين اطمينان و به منظور برقرارى عمل پسنديده ، ديدهبان هائى از خود انسانها و جاسوس هائى از اعضايشان بر آنان معيّن مىكند و به آنان چنين خطاب مىكند : « بدانيد بر شما ديدهبانانى از خودتان و جاسوس هائى از اعضايتان و نگهبانان راستگوئى كه اعمال شما و شمارهى نفس هايتان را حفظ ميكنند گماشته شده است » على « ع » به استناد اطمينان به عدالت و خير وجود و اعتماد به عظمت حيات و جانداران ، مردم زمانش را با سخنانى بيدار كننده مخاطب قرار داده و به آنان هشدار مىدهد كه حيات ، توأم با آزادى و بقاى آن ابدى است و با هيچگونه قيدى سازگار نخواهد بود . تنها آنچه واسطه در بقاى حيات است و قاعدهاى از قواعد آن يا پارهاى از نور آن بشمار مى رود مىتواند از قيود حيات باشد . پس انسان نمى تواند در صدد مقيد ساختن حيات برآيد و گر نه حيات به نابودى خواهد گرائيد . بنا بر اين حيات نيز مانند وجود ، زيبا و آزاد و خير انديش است و خود را بوسيلهى قوانين ثابت خود حفظ مىكند و براى قوانينى كه
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 143
مساهمون: جورج جرداق
ص١٤٣