تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
نيست ، زيرا معدن خوشبختى ، معدن خير است . بنا بر اين خير سعادتى است كه وابسته به سعادت عموم مردم است و با جسم و جان و عقل ارتباط دارد از اين رو على « ع » هنگامى كه انسان را به عوامل ترقى دعوت مىكند در دعوت گرم خود از اين كلمه كمك مى گيرد . من در آثار على « ع » كلمه‌ى « خوشبختى » را جز يك بار نديدم ، در عين حال معنى كلمه مزبور در اين مورد نيز از مفهوم وسيع خير بيرون نيست . جمله‌اى كه كلمه‌ى « خوشبختى » در آن به كار رفته اين است : « خوشبختى مرد در آن است كه همسرش شايسته و فرزندانش نيكو كار و برادرانش بزرگوار و همسايگانش شايسته باشند و روزى او در شهر خودش باشد » . ببينيد على « ع » چگونه خوشبختى انسان را وابسته به خوشبختى افراد خانواده و برادران و همسايگانش دانسته و سپس سعادت همين انسان را به سعادت شهرهاى خودش مربوط ساخته و به اين تكيه كرده است كه اين شهرها بوجود آورنده‌ى خوراك فرزندان خود - كه او هم يكى از آنها محسوب مىشود - مى باشد 9 - خير وجود و خير انسان ناچار اطمينان به وجدان انسان را بدنبال دارند : اطمينانى كه وجدان را بعنوان آخرين داور در زمينه‌ى سود و زيان اشياء معرفى مىكند . ما در بارهء اين موضوع عقيده‌اى داريم كه بطور تفصيل ذيلا شرح مى دهيم : سخنان زيباى على « ع » از سه قسم بيرون نيست ، بعضى از آنها