مى كنند . اين بررسى كوتاه بطور اشاره مى رساند كه وجود - چه وجود عمومى بزرگ باشد يا مانند انسان وجود خصوصى كوچك - در هر صورت يكى است و از برابرى و عدالت و خير انديشى برخوردار است : « هرگاه كسى خصلت خوبى داشت امثال آن را انتظار داشته باشيد » .
5 - سرايتى كه ميان خصلت هاى پسنديده وجود دارد ، درست مشابه آن در سرايت خوبى و بدى بين مردم احساس مىشود : « با نيكوكاران معاشرت كن تا از آنان باشى » . « نيكى و نيكوكاران را جستجو كنيد » .
6 - على « ع » ايمان دارد كه انسان - هر كه باشد - مىتواند در راه خير قدم نهد و اين مسير را تعقيب كند و در اين راه هيچكس از ديگرى شايستهتر نيست : « هيچيك از شما نبايد بگويد فلانى در انجام دادن كار خوب ، بهتر از من است » .
7 - انسان نبايد كار نيكى كه انجام داده زياد بشمارد ، بلكه بايد كار خير را هر چند زياد باشد كم بداند ، زيرا اگر به اندازهى معيّنى اكتفا كند خير وجود عظيم را انكار نموده و توانائى انسان را - كه جهانى بزرگ در او نهفته شده - نپذيرفته است . على « ع » در بارهى نيكوكاران مى گويد : « آنان از كردار اندك خود خشنود نمى شوند و زياد را زياد نمى شمرند و خود را متهم مى دانند و از اعمال خويش
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 130
مساهمون: جورج جرداق
ص١٣٠