حكمت هائى است كه در قالب خبرى خالص ، بدون امر و نهى ، ترتيب يافته است : حكمت هائى كه در آن طبيعت دوست و دشمن ، نيكوكار و بدكار ، عاقل و نادان ، بخشنده و بخيل ، راستگو و منافق ، ستمگر و ستمديده ، پرخور و تهى دست ، پيرو حق و پيرو باطل ، اخلاق سالم و اخلاق بيمار ، موقعيت دانا و نادان ، سخنگو و ساكت ، تندخو و بردبار ، طمعكار و قانع ، سختى و آسانى و دگرگونيهاى زمان و اثرات آن در اخلاق انسانها و ساير امورى كه آن را در يك فصل يا يك باب نمى توان بشمار آورد ، آشكار مى گردد .
اما در زمينهى سخنانى كه وجدان يا عقل و وجدان را با هم مخاطب قرار داده شما را به مطالب زير توجه مى دهيم : روشن است كسانى كه سلامت انسان و رضايت اجتماع را تنها در قانونگذارى ها و تنظيم برنامهها مى دانند ، خطاى بزرگى نمودهاند .
زيرا اين برنامهها و قوانين - كه حاكى از حقوق انسان و جانبدارى از آنهاست - انسان را درست به نتيجه نمى رساند ، بلكه بايد عقل سالم و روح پاك و وجدان والائى ، حقوق مزبور را كشف و ابتكار كند . زيرا تمام آنچه در دنياى مردم است به همان اندازه كه با وجدان جمعيتى كه ميدان را براى برنامهها و قوانين آماده نموده و وجود آنها را تصديق مى كنند ، بستگى دارد ، طبعا در ضمن حدود معينى با اخلاق سرپرستان اين برنامهها و با مرزهاى خير كه در آنان توسعه و تضييق مى يابد نيز بستگى خواهد داشت . اين را نيز نبايد فراموش كرد كه برنامههاى جديد
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 134
مساهمون: جورج جرداق
ص١٣٤