على « ع » در بارهى اين خير ، فراوان سخن گفته است . ما بسيارى از سخنان وى را در زمينهى خير وجود سابقا نقل كرديم ، و اينك شايد بتوانيم آن سخنان زيبا و راستين را در ضمن جملهاى كه حاكى از عقيدهى او به خير وجود است خلاصه كنيم : « خداوند نسبت به آنچه از او درخواست شده ، بخشندهتر از آنچه از او سؤال نشده نيست » . اگر ما دانستيم كلمه « خدا » از نظر قائلين به اصالت انديشه و روح مركز وجود و روابط جهانى است ، آن گاه به هر خير كلى و عمومى پى خواهيم برد و خواهيم دانست كه خير وجود در اين است كه خواستهى انسان را در ضمن شرايطى تأمين مىكند و بالاتر آنكه از خواستهى او بيشتر به او مى بخشد از آنجا كه اين انسان كوچك ، نمايشگر اين جهان بزرگ مى باشد ، ناچار بايد چهرهاى از عدالت و خير وجود نيز محسوب گردد . بنا بر اين اگر وجود ، بيش از آنچه شما از آن درخواست خير مى كنيد به شما خوبى مى رساند ، بخاطر آن است كه طبيعت خود را نيكوكار معرفى كند ، و شما هم كه نمونهاى از وجود محسوب مىشويد بايد به نيكوكارى نيازمندتر باشيد از كسى كه به نيكى شما احتياج دارد ، و اين همان مطلبى است كه على « ع » در ضمن اين سخن تأكيد مىكند : « نيكوكاران به نيكوكارى نيازمندترند از حاجتمندان » و نيز در ضمن جملهى زير و بطور كلى در هر زمانى كه سخن از نيكوكارى مردم به ميان مى آورد اين مطلب را تأكيد مىكند : « برترى و
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 127
مساهمون: جورج جرداق
ص١٢٧