تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
ذخيره مكن و خود را در بيرون خانه براى آنان به زحمت ميانداز » . على « ع » پس از آنكه از سخن سيار خود در پيرامون ضرورت مستقيم راستى براى حيات ، فارغ مىشود و در بارهء بساطتى كه توأم با راستى است سخن مى گويد ، مسير خود را در مفاهيم اصلاح - كه در عقيدهء وى متمركز شده و گويا صورتى از موجودات جهان بشمار مى رود - تعقيب مىكند . مفاهيم مزبور هر چند عموم جهات اخلاقى را در بر دارد ليكن راستى ، نخستين مدار آن محسوب مىشود . اينجاست كه على « ع » توصيه مىكند كه انسان از لغزش هاى ديگران صرفنظر كند . زيرا در اين چشم پوشى ، عطوفت انسان و اصلاح بدكار بوسيلهء رفتار وى ، بمرحله‌ى بروز مى رسد و بطور مسلم رفتار انسان در اصلاح ديگران از اندرز دادن يا دشمنى نمودن مؤثرتر است . على « ع » مى گويد : « بهترين كارهاى بزرگوار اين است كه از آنچه ميداند چشم بپوشد » . على « ع » از آنجا كه بردبارى و تأنى را نتيجه‌ى بلند همتى و بزرگوارى ميداند به دو خصلت مزبور توصيه مىكند « بردبارى و تأنى دو همزادند كه بلند همتى آن دو را مى زايد » . او از غيبت چون بخشى از نفاق و بدرفتارى محسوب مىشود بيزارى مى جويد : « از غيبت دورى كن زيرا بدگوئى مردم نان خورش سگهاى دوزخ است » ، نيرنگ نيز مانند غيبت است و هر دو از خبث باطن محسوب مى شوند ، « از نيرنگ بپرهيز ، زيرا آن از اخلاق فرومايگان