برترى مى دهى او ترا بر خودش ترجيح نمى دهد مسافرت مكن » من در ميان اصولى كه حمايت گران عظمت انسان راستين به آن معتقدند ، سخنى كه بر اين سخن برترى داشته باشد يا از نظر ارزش با آن برابر باشد نيافتهام : « انسان آئينهى انسان است » از جمله سخنان على « ع » كه لزوم سادگى حيات را مى رساند سخنان زير است : « چقدر زشت است فروتنى در وقت احتياج و خشونت بهنگام بى نيازى ستودن بيشتر از استحقاق ، چاپلوسى و كمتر از استحقاق ، ناتوانى يا حسد است .
آنچه نمى دانى مگو .
كار نيك را براى تظاهر انجام مده و آن را از روى شرم ترك مكن . اى پسر آدم ، تو در آنچه زياده از روزى خود بدست آوردى براى ديگرى خزانهدار هستى . كسى به سخن نيكو گوش ندهد كه بوسيلهى آن افتخار كند ، و نه سخن بگويد تا بر ديگران بزرگى نمايد . كسى كه آنچه طاقت فرسا است بر خود تحميل كند در مى ماند . در پشتيبان پست خيرى نيست » .
بدين ترتيب على « ع » هيچ جنبهاى از امور انسان و حيات را - كه بوسيلهى انديشه و احساس خود به آنها پى برده - متعرض نمى شود مگر آنكه خلاصهء يك دستور العمل كامل را در ضمن آن بيان مىكند .
او اين كار را درست در آن لحظه كه مردم را بسوى حيات ساده و راستين توجه مىدهد انجام داده و اين سخن گرم را ابراز داشته است : « هرگاه برادرانت شبانه بر تو وارد شدند ، آنچه در خانه دارى از آنان
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 119
مساهمون: جورج جرداق
ص١١٩