تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
است آن عمل را زشت بدانى و گر نه در آن كار شريك خواهى بود : « كسى كه كار زشت را نيكو بداند در آن كار شريك است » . از آنجا كه محبت به يكديگر به حكم ضرورت وجودى ، يك ضرورت اخلاقى محسوب مىشود ، منطق عقل و قلب انسان را وادار مىكند كه محبت او نسبت به كسى كه او را گويا ساخته و به او نيكى نموده ، زيادتر و وسيع تر باشد . على « ع » در اين زمينه مى گويد : « تيزى زبانت را به كسى كه ترا گويا ساخته ، و رسائى سخنت را به كسى كه ترا به راه راست رهبرى كرده مگردان » . آن گاه مى گويد : « كسى كه مقام ترا بزرگ شمرده پاداشش آن نيست كه ارزش او را كم كنى ، و كسى كه ترا شاد كرده مزدش آن نيست كه با وى بدرفتارى نمائى » . على « ع » حرص و غرور و حسد را كه موجب انحراف اخلاقى است شديدا مورد حمله قرار مىدهد : « حرص و غرور و حسد باعث سقوط در گناهان هستند » . اگر اخلاقيون قديم ، از بخل بخاطر آنكه ذاتا صفت ناپسندى است مذمت مى كردند ، على « ع » كه با دقت بيشتر و انديشه‌ى عميق ترى اخلاق را مورد توجه قرار داده ، بخل را از اين نظر كه جامع تمام عيوب است و انسان را به هر گونه انحراف اخلاقى و عملى مى كشاند ، مذمت كرده است . زيرا بخيل از دوروئى ، تجاوز ، غيبت ، حسد ، پستى ، تقلب ، حرص ، نارضايتى و ستمگرى برخوردار است . على « ع » مى گويد : « بخل ، جامع هر خصلت ناپسندى است » .