در اين مسئله كه آيا دروغ در صورت ناچارى رواست يا نه با يكديگر اختلاف دارند . بعضى موافق و برخى مخالفند و هر كدام از اين دو گروه دلايلى دارند .
اما على « ع » در برابر اين موضوع ، در يك موقعيت قطعى كه با عقيدهء عظيم او در اخلاق هماهنگى دارد ، قرار مى گيرد . عقيدهاى كه مجددا باز مى گرديم و براى خوانندهى محترم يادآورى مى كنيم كه عقيدهى مزبور از عدالت عمومى جهانى كه على « ع » آن را درك كرده بود سرچشمه مى گيرد . او بدون ترديد مى گويد : « نشانهى ايمان آن است كه راستى را جائى كه به تو زيان مى رساند بر دروغ ، جائى كه براى تو سودمند است برترى دهى و اين كه سخن تو زيادتر از عملت نباشد » روشن است پسر ابو طالب در دروغ سودى نمى بيند و راستى را مايهء زيان نمى داند ، لكن به منظور آنكه مردم سخن وى را به خوبى درك كنند از ديدگاه آنان سخن مى گويد . از اين رو در تأكيد اين مطلب مى گويد : « بر تو باد كه در تمام كارهاى خود راست بگوئى » و نيز مى گويد : « از دروغ دورى كنيد ، زيرا راستگو مشرف به نجات و عزت است و دروغگو بر پرتگاه هلاكت قرار دارد » اما در قسمت دوم سخن كه على « ع » مى گويد : براى هيچيك از شما شايسته نيست به كودك خود وعدهاى بدهد و به وعدهاش وفا نكند . » توجه عميقى به يك حقيقت تربيتى شده است . حقيقت مزبور را مسئلهى حيات و اصول اخلاقى يى كه پيشرفت انسان بر آن مبتنى
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 117
مساهمون: جورج جرداق
ص١١٧