تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
است تأييد مىكند . اين اشاره كافى است براى اين كه بدانيم تربيت كودك تنها به اندرز نيست بلكه بوسيله‌ى عمل نيز كودك را مى توان تربيت كرد ، و همين نظريه محور فلسفه‌ى تربيتى ژان ژاك روسو مى باشد حيات اگر توأم با راستى باشد از هرگونه پيچيدگى دور است و همراه با سادگى خواهد بود . زيرا هر حقيقتى به همان اندازه كه خورشيد ، درخشان و شب قيرگون است ، ساده و بسيط مى باشد . ما اينجا به منظور نشان دادن اين بساطت گرم - از آنجا كه بساطت مزبور بطور زنده خود به خود از راستى صادر مى گردد - مى گوئيم : اگر على « ع » از غرور بيزارى مى جويد بخاطر آن است كه غرور با طبع راست تطبيق نمى كند ، زيرا عظمت و بزرگى راست است نه غرور بنا بر اين مغرور از نظر على « ع » شخصى است كه بر طبيعت خود برترى مى جويد . على « ع » مى گويد : « مانند كسى نباشيد كه بر پسر مادرش بزرگى مىكند » . او در عين حال از فروتنى در صورتى كه مقصود انسان باشد بدش مى آيد . زيرا در اين صورت فروتنى يك سرشت راست نيست ، بلكه احساس اين كه انسان در عظمت و بزرگى با هر انسان ديگرى مساوى است راست مى باشد . بدين جهت على « ع » كسى را كه فروتنى او باعث شده خودش را پست بشمارد . مخاطب قرار داده و مى گويد : « از فروتنى در برابر مردم بپرهيز » آن گاه اين سخن را با جملهء زيباترى تعقيب مىكند : « هرگز با كسى كه آن چنان كه تو او را بر خودت