عزت باشد خداوند او را بوسيلهى حق به ذلت مى كشاند . اگر راستگو باشى به تو پاداش مى دهيم و اگر دروغگو باشى ترا به كيفر مى رسانيم .
كسى كه در سخن گفتن راستى را از دست بدهد مصيبت گرامى ترين اخلاقش را ديده است . هيچ شمشير برندهاى در دست شجاع ، ارزندهتر از راستى نيست » .
نمونههاى مزبور در زمينهء راستى ، از ميان صدها نمونهى ديگر كه على « ع » دستور عظيم اخلاقى خود را بر آنها مبتنى مىكند ، انتخاب شده است .
و اينك به اين نشانهى بزرگ كه عقل مؤثر و آگاه در آن نصيب فراوانى دارد توجه كنيد . مى گويد : « دروغ انسان را بسوى گناه رهبرى مىكند » . ما در اينجا در زمينهى آشكار ساختن حقيقتى كه در اين كلمه پنهان است و بدنبال آن حقايق پايان ناپذيرى وجود دارد ، احتياج به تفصيل نداريم . چنان كه در زمينهى مجسم نمودن حقيقت اخلاقى راسخى كه اين كلمه حاكى از آن است ، نيازى به اطالهء سخن نيست . نمونهى زير نيز از اين قبيل است : « دروغ جدى و شوخى روا نيست و براى هيچيك از شما شايسته نيست به كودك خود وعدهاى بدهد و به وعدهى خود وفا نكند » .
قسمت اول اين سخن ميان فلاسفهء اخلاق بويژه فلاسفهء اروپا مورد بحث قرار گرفته است . حقيقت اين است كه فلاسفهى اخلاق همه بطور اتفاق معتقدند كه راستى حيات است ، و دروغ مرگ . لكن
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 116
مساهمون: جورج جرداق
ص١١٦