ايستادگى قوانين طبيعت و حيات به راستى مىباشد . وزش باد ، جريان خون در رگها و توليد نسل موجودات زنده همه به حكم قانون صحيح راستى است .
اين راستى خالص و كامل - كه محور قانون بقاء است - نخستين و بزرگترين چشمهاى است كه عدالت جهانى از آنجا سرچشمه گرفته و بسوى آن باز مى گردد .
از آنجا كه على « ع » در زمينهى راستى وجود ، بررسى كامل و واكنش شديدى دارد ، اصلاح مردم را به حكم عقل و احساس و ديد خود ، نخستين هدف خويش قرار داده است . مفهوم صحيح اصلاح ، جز درك عميق ارزش حيات و شخصيت وجود ، چيزى نيست . از آنجا كه اين مفهوم ، تنها مفهوم اصلاح بشمار مى رود ، راستى در هر موجود مادى و معنوى ، تنها محور اصلاح خواهد بود و چنان كه ديديم محور عدالت جهانى نيز بشمار مى رود .
اينجاست كه بسيارى از قوانينى كه بشر بدون توجه به قوانين عظيم وجود ، بر آن اتفاق نموده و به خيال خودش قوانين اصلاحى است ، از دايرهء اصلاح صحيح خارج مىشود . چنان كه هر چيزى كه با روح حقيقت و زيبائى مخالف است از اصلاح صحيح ساقط مى گردد .
زيرا اصلاح اگر بر اصول صحيح مبتنى نباشد چيزى جز توافق سطحى بر دروغ نخواهد بود . اصلاح صحيح از آنجا كه بر اصول بعيدى استوار است از يك راستى زيبا حكايت مىكند كه آن را با انقلاب حيات
بخشى از زيبايى هاى نهج البلاغه ( فارسى ) — صفحة 114
مساهمون: جورج جرداق
ص١١٤