آلتهاى لهو مانند عود وطنبور وكمانچه وناى ودف ونقاره وأمثال اينها وهم چنين آلات قمار مانند نرد
وشطرنج وگنجفه اگر بجهت استعمال حرام خرند واگر انتفاع حلالى از آن متصور شود بآن هيئنى كه هست
ومشترى از براي آن منفعت حلال خرد أكثر تجويز كردهاند وبعضى قيد كردهاند كه در آن صورت
حرام است كه شكستهاش قيمتي نداشته باشد " نهم " بعضي از علما قائلند بآنكه كواكب را مؤثر تام
دانستن كفر است وموثر ناقص دانستن بآنكه أوضاع فلكى را تأثير في الجملة هست مانند تأثير آفتاب در
حرارت وماه در برودت أكثر فسق ميدانند واگر مأثر ندانند وگويند عادت الهى جارى شده
است كه چنين وضعي كه در فلك بهم رسد فلان امر در زمين حادث شود يا آنكه حق تعالى اين را
علامتي براي امرى قرار داده است حرام نيست وأكثر علما نظر وفكر در علوم نجوم ويا دادن
وآموختن آن را حرام ميدانند چنانچه أحاديث در طبق آن دلالت دارد وبعضى فرمودهاند كه اگر اعتقاد
بتأثير نداشته باشند حرام نيست وآنچه از مجموع أحاديث ظاهر شده آنستكه أوضاع اينها علامت
حدوث حوادث هستند وكامل اينها علم مخصوص أنبياء وأوصياء عليهم السلام است وغير ايشان احاطه
تامه باين علم ندارند وباين سبب وأسباب ديگر از مصالح كليه منع كردهاند ساير خلق را از تفكر در
اينها وحكم كردند بحدوث حوادث بسبب اينها وتعليم وتعلم آن را حرام كردهاند وفرمودهاند منجم
مانند كاهن است وكاهن مانند ساحر است وساحر مانند كافر است وكافر در جهنم است واما سعادت
ونحوست كواكب نيز از أحاديث ظاهر ميشود وخدا قادر است كه بدعا وتصدق وتوسل بجناب
مقدس أو نحوست اينها را بسعادت مبدل گرداند ونهى از رعايت ساعات فرمودهاند مگر نكاح
وزفاف وصفر وبعضى از أمور كه امر باحتراز از بودن قمر در عقرب در آنها نمودهاند واما علم هيئت
أفلاك وكميت وكيفيت حراكات آنها مشهور آنستكه حرام نيست بلكه بعضي مستحب دانستهاند بسبب
آنكه باعث اطلاع بر غرائب حكمت وعظمت قدرت حق تعالى ميشود وقلبلى از آنكه مثمر مزيد اطلاع
بر قبله وأوقات صلوت وغير ذلك بوده باشد خوب است " دهم " شيخ شهيد ( ره ) فرموده است كه رمل
وفال ومثل آنها حرام است با اعتقاد بمطابقه آنها با واقع زيرا كه علم غيب مخصوص خدا است واگر
بر سبيلي فال نيك شنود وگويد باكى نيست زيرا كه روايت كردهاند كه رسول خدا فال نيك را
دوست ميداشت وطيره يعنى فال بد را كراهت داشت علامه مجلسي ( ره ) فرموده كه أحوط اين است كه
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 421
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٤٢١