تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
رجوع باين قسم مردم نكند وسخن ايشان را تصديق ننمايند زيرا كه اخبار بسيار در نهى از رفتن نزد كاهن وعراف وارد شده است واينجانب كه خبر از آينده ميدهند بظن وتخمين عرافند وآنكه ميگويند كه رمل از حضرت دانيال مأخوذ است اصلى ندارد وابن إدريس در سرائر از مشيخه ابن محجوب از هشيم روايت كرده است كه گفت بحضرت صادق ( عليه السلام ) عرض كردم كه نزد مادر جزيره مردى هست كه بسيار است كه خبر ميدهد كسى را كه مال أو را دزد برده است يا مانند آن از چيزهاى مخفى حضرت فرمود كه رسول خدا ( ص ) فرموده كه هر كه برود بسوى ساحر يا كاهنى يا كذابى كه تصديق أو كند در آنچه ميگويد پس بتحقيق كه كافر شده است بهر كتابي كه خدا فرستاده است " يازدهم " مشهور آنستكه حرام است مردان را لباس مخصوص زنان پوشيدن وآنكه زينت كنند خود را بزينتى كه مخصوص زنان باشد وهم چنين حرام است بر زنان پوشيدن لباس مخصوص مردان وأحوط اجتناب است از زي مخصوص كفار وپوشيدن لباسيكه مخصوص ايشان است زيرا كه از حضرت صادق ( ع ) منقول است كه حق تعالى وحى فرمود بسوى پيغمبرى از پيغمبران كه بگو بقوم خود كه نه پوشند لباس دشمنان مرا ونخورند خوراك دشمنان مرا وشبيه نشوند بشكل دشمنان من كه ايشان دشمن من خواهند بود چنانچه آنها دشمن منند ( دوازدهم ) حرام است أعانت ظالمان در ظلم واما در غير ظلم مشهور آن است كه حرام نيست مانند عمارت كردن وطبخ كردن وساير خدمات مباحه ودر بعضي از اخبار منع از مطلق معاشرت واعانت ايشان وارد شده است ومحتمل است كه محمول بر مخالفان مذهب باشد وحق تعالى فرموده است ركون مكنيد بسوى آنها كه ستم كرده‌اند پس مس ميكند شما را آتش جهنم وشما را بغير از خدا ياورى نخواهد بود پس يارى كرده نخواهيد شد وركون را أكثر تفسير كرده‌اند بميل قلبي وبعضى گفته‌اند مراد دخول است در ظلم ايشان وراضى بودن بفعل ايشان واظهار محبت با ايشان ودر بعضي از رواياتست كه ركون مودت وخيرخواهى وأطاعت است پس بايد با فساق وظالمان از جهت فسق وظلم بد بود وراضى باعمال ايشان بهيچ وجه نبود وأحوط آن است كه بدون تقيه يا مصلحت شرعي مانند هدايت ايشان يا دفع ضرر از مؤمنين يا قضاء حاجت مضطرى با ايشان معاشرت ومودت نكند ( سيزدهم ) از جمله محرمات كه جمعى از أكابر علما تصريح بحرمت آن كرده‌اند خواندن وشنيدن افسانهاى معلوم الكذب وقصه‌هاى دروغ است مانند
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 422 | الشيخ عباس القمي / القمي / السيد محمد كاظم الطباطبائي اليزدي