تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
فرموده أحوط آنستكه قصه‌هاى أيام كفر وجاهليت وپادشاهان عجم را نيز نخوانند هر چند راست باشد مگر از براي مصلحت يا فائده دين واستشهاد فرموده آية كريمه ( ومن الناس من يشترى لهو الحديث ) وآنكه اين آية در شان نضر بن الحارث نازل شد كه أو تجارت ميكرد وميرفت بطرف فارس واخبار پادشاهان عجم را ميخريد وميآورد واز براي قريش نقل ميكرد وميگفت محمد ( ص ) شما را خبر ميدهد بحديث عاد وثمود ومن از براي شما نقل ميكنم قصه‌هاى رستم واسفنديار واكاسره وپادشاهان عجم را پس خوش ميآمد ايشان را شنيدن آنها وترك ميكردند شنيدن قرآن را " چهار دهم " حرام است شعري كه متضمن فحش يا هجو مؤمني باشد يا تعريف زن معين نا محرمى يا تعريف پسر مطلقا وخواندن شعري كه مشتمل بر دروغ ولغوى نباشد مجوز است وبسيار خواند وشنيدن آن مكروه است سيما در ماه رمضان ودر شب وروز جمعه ودر مطلق شب ودر حال احرام ودر حرم هر چند شعر حق باشد ومنقولست كه شكمى كه مملو از چرك وريم باشد بهتر است از آنكه مملو از شعر باشد ومنقولست كه هر كس كه بيتي از شعر در روز جمعه بخواند بهره آن در آن روز همان است لكن أحاديث بسيار در ثواب مدح حضرت رسول ( ص ) وأئمة ( عليهم السلام ) ومراثى حضرت امام حسين ( ع ) وارد شده است " يازدهم " از جمله محرمات حسد وبغض وعداوت مؤمنان وسوء ظن بايشان است واز بسيارى از أحاديث ظاهر ميشود كه اظهار اينها معصيت است اما اصلش معصيت نيست وأحاديث بسيار دلالت دارد بر هجران وترك معاشرت مؤمنان اما ظآهرا مجمول است بر آنكه از روى بغض وعداوت باشد مطلقا زيرا كه ترك معاشرت أسباب بسيار دارد " شانزدهم " از جمله محرمات تجسس عيوب مؤمنان است وآيات واخبار بسيار در نهى ومذمت آن وارد شده است وأيضا مشرف شدن بر خانهاى مسلمانان ويا از رخنها وروزنها نظر بحرم ايشان كردن حرام است واگر أو را منع كنند وممتنع نشود چيزى بر أو بزنند ولو منتهى بقتل أو بشود هدر است اما آنها بايد تا منع بكمتر ممكن شود زيادة تعدى نكنند " هفدهم " از جمله محرمات نظر كردن مرد است از روى شهوت وتلذذ به پسران ساده ومزلف ونيز حرام است بوسيدن ايشان بشهوت واز رسولخدا ( ص ) منقولست كه زنهار حذر كنيد از پسران ساده أولاد اغنيا وپادشاهان كه فتنه ايشان بدتر است از فتنه دختران در خانها وفرمود كه هر كه پسرى را بشهوت ببوسد حق تعالى در قيامت لجامى از آتش بر سر أو كند ونيز
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 424 | الشيخ عباس القمي / القمي / السيد محمد كاظم الطباطبائي اليزدي