باشد حرام است واگر بي گرو باشد خلاف است وحكم بحرمت مشكلست وعلامه جزم فرموده
بحرمت انگشتر بازى واستعلام آنكه در دست من جفتست يا طق وچوگان بازى وكمان گلوله بگرو
انداختن وبيك پا ايستادن ويك پا دويدن ومكث در زير آب كردن خواه عوض دوگر وقرار داده
باشند يا نه ودر كشتى گرفتن وكبوتر براهاى دور فرستادن وكرو دويدن اگر عوض قراراده باشند
تردد واشكال كرده است " دوم " بدانكه نگاه داشتن كبوتر از براي انس ودفع جنيان جايز نيست بلكه مستحب
است ودر پرانيدن از براي تفرج وسير خلاف است وأكثر مكروه دانستهاند وبعضى حرام ميدانند
وأين در صورتي است كه متضمن فعل حرامى نباشد واگر متضمن دزديدن كبوتر ديگران واشراف
بر خانهاى مسلمانان وشكستن شيشها وظروف همسايگان وأمثال آنها باشد چنانچه در اين زمانها
شايع است حرام خواهد بود " سيم " أكثر علما حرام دانستهاند حيوانان را بگرو بجنگ يكديگر
انداختن خواه عوض فرار كنند وخواه نه وبعضى مطلقا آنها را تحريس بر جنگ يكديگر كردن
حرام دانسته اند " چهارم " علامه فرموده خلافي نيست در آنكه حرام است مدح كردن كسيكه
مستحق ذم باشد ومذمت كردن كسيكه مستحق مدح باشد وهم چنين تعريف حسن پسر آن ساده
ومؤلف خواه معين وخواه غير معين وچه بشناسد وچه نشناسد وچه در نظم باشد يا در نثر " پنجم "
خلافي نيست در حرمت سحر وكسب آن وبعضى از جمله سحر شمردهاند خدمت فرمودن وتسخير
كردن ملائكة وجن را ونازل گردانيدن شياطين را از براي كشف أمور غريبه وعلاج مجنون يا مصروع
يا داخل شدن آنها در بدن كودكى يا زنى وسخن گفتن بزبان أو وشهيد ( ره ) فرموده است كه از جمله
سحر است تير نجات وطلسمات " ششم " خلافي نيست در حرمت كهانت وگفتهاند كه آن عملي است
كه موجب أطاعت بعضي از جن گردد وخبرها براي أو بياورد وأين نزديك است بسحر واز حضرت
صادق ( عليه السلام ) منقول است كه هر كه كهانت كند يا كهانت كنند براي أو بيزاريست از دين محمد
( صل الله عليه وآله ) " هفتم " خلافي نيست ظاهرا در حرمت شعبده وآن اعمال غريبه است كه معركه
گيران بجلدستى كارى چند ميكند كه غريب مينمايد وسببش بر أكثر مردم مخفى است وأيضا خلافي
نيست در مذمت قيافه " هشتم " حرام است فروختن وخريدن چيزهائيكه كافران آنها را سجده
وعبادت كنند مانند بت وچليبا وصورت حضرت مريم وعيسى ( ع ) ونيز حرام است خريد وفروش
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 420
مساهمون: الشيخ عباس القمي
ص٤٢٠