تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
چنين است اگر عبدي براي خياطي أجير كند وكتابت از أو استيفاء كند بلكه هم چنين است اگر حرى را أجير كند براي عمل معيني در زمان معيني واو را عمدا مشغول كند بكار ديگر وحر گمان كند كه همان عملي است كه باجاره ملتزم شده كسى نگويد كه حيوان يا عبد يا حر در زمان واحد دو منفعت متضاد ندارند پس از كجا دو اجرت بايد بدهد كه جواب گوئيم كه مستأجر منفعتى را كه قرار داده بوده بر خود تفويت كرده پس اجرت المسمي را بدهد وعمل ديگر را كه از أو استيفا نموده مالك نبوده أجرة المثل آن بر عهده أو است
( مسألة 7 ) اگر خود را براي خياطي أجير دهد در زمان معين وبا علم بان در انوقت مشغول بكتابت شود براي مستأجر نه مستحق اجرة المسمي است ونه اجرت المثل زيرا كه اجرة المسمي را خود بترك خياطي بر خود تفويت كرده وكتابت هم مورد اجاره نبوده مثل آن است كه تبرعا كرده باشد بلكه در صورت اشتباه نيز ممكن است كه مستحق اجرتى نباشد مطلقا بخصوص با جهل مستأجر بحال
( مسألة 8 ) اگر حيوان خود را اجاره دهد براي حمل متاع زيد از جائي بجاى ديگر وموجر اشتباه كند ومتاع عمرو را حمل كند مستحق اجرت نيست نه بر زيد ونه بر عمرو
( مسألة 9 ) اگر حيوان خود را بزيد كرايه دهد وپيش از تسليم يا بعد از آن در أثناء مدت حيوان بگريزد اجاره باطل مىشود وهم چنين است اگر غلام خود را اجاره دهد واو فرار كند واگر حيوان را غاصبي غصب كند پس هر گاه پيش از تسليم باشد باز اجاره باطل مىشود واگر بعد از تسليم باشد مستأجر رجوع كند بر غاصب وعوض منفعتي كه بر أو تفويت كرده از أو بگيرد ومحتمل است مخير باشد ميان رجوع بغاصب وميان فسخ اجاره در صورتيكه پيش از تسليم باشد
( مسألة 10 ) اگر كشتى خود را كرايه دهد براي حمل سركه مثلا از جائي بجاى ديگر ومستاجر خمر بر آن حمل كند موجر مستحق اجرة المسمى است نه أجرة المثل حمل خمر زيرا كه گرفتن اجرت بر حمل خمر حرام است پس اين مسألة از قبيل اجاره گرفتن عبد براي خياطي ومشغول كردن أو بكتابت نيست كه موجر مستحق هر دو اجرت باشد كسى نگويد كه بنابر اين لازم مىايد كه اگر كسى كشتى ديگري را غصب كند وحمل خمر كند بايد مالك مستحق أجرة المثل نباشد بسبب آنكه اجرت بر حمل خمر حرام است زيرا كه جواب گوئيم استحقاق أجرة المثل در اين فرض براي تفويت منافع محلله است در آن مدت بر مالك واما استحقاق اجرة المسمى در اين مسألة پس بسبب
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي ) — صفحة 152 | الشيخ عباس القمي / القمي / السيد محمد كاظم الطباطبائي اليزدي