ترتب آن است بلى اگر قصد أو عنوان مسجديت باشد نه مجرد نماز در آن ومدت اجاره طولاني باشد
مثل صد سال كه مسجد بر آن صادق باشد دور نيست ساير اثار آن نيز مترتب باشد ( مسألة 3 ) جايز
است اجاره كردن دراهم ودنانير براي زينت يا حفظ اعتبار يا غير آن از فوائديكه منافي با بقاء عين
نباشد
( مسألة 4 ) اجاره كردن درخت براي نشستن زير سايه وبستن حيوان وپهن كردن لباس
بر روى آن ونحو آنها جايز است
( مسألة 5 ) جايز است باغ را كرايه كند براي تفرج در آن زيرا كه
منفعت عقلائيه محسوب است
( مسألة 6 ) جايز است كسى را أجير كند براي حيازة مباحات مثل
هيزم كني يا كندن حشيش بيابان وآب كشى واگر بعد از حيازة كردن أجير وپيش از رسانيدن
بمستاجر كسى آن را تلف كند ضامن است براي مستأجر بلي اگر أجير قصد كند كه آنچه حيازت
كرده براي خودش باشد وكسى آن را تلف كند محتمل است كه ضامن أجير باشد زيرا كه در تملك
بحيازت نيت شرط است وفرض اين است كه أو قصد كرده براي خودش باشد نه براي مستأجر
واجير نيز عوض آنچه بر مستأجر تفويت كرده از منفعت بايد بدهد خصوصا در صورتيكه خود را
أجير داده كه فلان روز تمام منافع أو يا منفعت حيازت أو از مستأجر باشد ومحتمل است كه ضامن
مستأجر باشد وقصد أو براي خود بودن لغو است ومسألة محتاج بتأمل است
( مسألة 7 ) أجير كردن
زن براي شير دادن طفل يا شير خوردن طفل از أو در مدت معين صحيح است ولابد است كه طفل
را ديده باشد زيرا كه أطفال مختلفند ووصف كردن طفل بنحوى كه رفع غرر شود كافي است وهم چنين
لابد است از تعيين مرضعه بشخص يا بوصفى كه رافع غرر باشد بلى اگر تمام منافع زني را اجاره كند
كه شير دادن طفل هم شامل باشد كافى است ومحتاج بديدن طفل يا وصف كردن أو نيست واگر
اغراض مختف شود باختلاف مكان شير دادن يا زمان آن براي تحصيل اسايش طفل يا حصول
اطمينان لابد است از تعيين خصوصيات
( مسألة 8 ) زني را كه براي شير دادن طفل أجير مىكنند
اگر شوهردار باشد اذن شوهر در صحت استيجار معتبر نيست ماداميكه منافي حق استمتاع أو نباشد
زيرا كه شير زن مال مرد نيست واز اين جهت شير دادن بدون رضاى أو جايز است واز اين
جهت است كه جايز است از شوهر اجرت بگيرد براي شير دادن طفل أو خواه از آن زن باشد
يا از غير أو وهر گاه أجير شدن زن منافى حق استمتاع شوهر باشد صحيح نيست مگر باذن أو واگر