هر گاه عادت أو در ما هي يك مرتبه بود پس دو مرتبه به بيند با فصل أقل طهر وهر دو واجد صفت
باشند هر دو را حيض قرار دهد چه ذات العادة باشد وقتا يا عددا يا وقتا وعددا وچه هر دو مخالف باشند
با وقت وعدد يا أحدهما موافق باشد در هر دو يا در أحدهما
( مسألة 22 ) هر گاه عادت زن در هر ما هي
يكدفعه بود پس اتفاق افتاد كه در ما هي دو خون ديد با فصل أقل طهر پس اگر يكى از اين دو خون
در أيام عادت واقع شده وديگرى در غير وقت عادت واقع شده وبصفت حيض هم نيست انخون را
كه در أيام عادت است حيض قرار دهد واگر چه بصفت حيض هم نباشد ودر ديگرى احتياط كند
واگر هر دو در غير أيام عادت واقع شده پس اگر هر دو بصفت حيض باشند هر دو را حيض قرار
دهد واگر يكى بصفت حيض است همان را حيض قرار دهد ودر ديگرى احتياط كند واگر هر دو
فاقد صفات باشند يكى را بايد حيض قرار دهد وأحوط آنست كه أولى را حيض قرار دهد ودر ديگرى
احتياط كند
( مسألة 23 ) بدان كه هر گاه خون بر كمتر از ده روز قطع شد پس اگر قطع دارد
به پاكى وعدم وجود آن در باطن پس واجب است غسل كند ونماز كند وحاجت باستبرائى نيست
واگر احتمال مىدهد بقاء آن را در باطن واجب است استبراء كند بادخال پنبه بجهت استعلام حال
وبهتر در كيفيت آن اين است كه بايستد وشكم خود را بديوار بچسباند وپاى راست يا چپ را وان
بهتر است بلند كند وپنبه را داخل كند وقدري صبر كند پس پنبه را بيرون أورد اگر پاك است
غسل كند ونماز كند واگر الوده باشد بخون اگر چه بكمى از زردى باشد پس حكم أو حكم زنى است
كه بدون استبراء بداند خون قطع نشده يعنى بايد صبر كند تا پاك شود يا ده روز بگذرد اگر ذات العادة
نباشد مثل مبتدأه ومضطربه ويا عادت أو ده روز باشد وهم چنين اگر عادت أو كمتر از ده روز باشد
لكن بداند كه از ده نميگذرد واما اگر كمتر باشد واحتمال بدهد گذشتن را پس بايد استظهار كند بترك
عبادت ودر وجوب واستحباب آن وهم چنين در عدد أيام آن خلاف است وأقوى استحباب آن است ودر
عدد مخير است ما بين يك روز ودو روز تا ده روز ودر همه اقسام هر گاه بر ده يا كمتر منقطع شد تمام
حيض بوده است واگر تجاوز كرد حكم آن خواهد امد
( مسألة 24 ) هر گاه خون از عادت بگذرد
وضعيفه بداند كه انخون از ده تجاوز مىكند از همان وقت عمل استحاضة كند وحاجت باستظهار ندارد
( مسألة 25 ) هر گاه خود بالمرة قطع شود واجب است غسل ونماز هر چند احتمال بلكه مظنه