آن با امكان بهتر است وشرط است در رجوع بايشان اين كه همه متفق باشند در عادت يا غالب ايشان
متفق باشند بنحوى كه مخالف نادر كالمعدوم باشد وبعضى اعتبار كرده اند علاوة اتحاد بلد را يعنى بلدان زن
با خويشان يكى باشد وأقوى عدم اعتبار آن است وهر گاه خوش نداشته باشد يا مختلف باشند يا نتواند
علم بعادت ايشان حاصل كند مخير است ما بين اين كه سه روز قرار دهد يا شش روز يا هفت روز در
هر ما هي ما دام كه مستمرة الدم است بدون فرق ما بين ماهها حتى در ماه أول اگر بداند از أول امر
اين كه خون أو تجاوز مىكند باز مخير است ما بين مذكورات
وأولى اين است كه در اختيار مذكورات ملاحظه حال خود كند از قوت وضعف مزاج پس با ضعف آن
اختيار سه روز كند وبا قوت آن اختيار شش يا هفت بلكه بعيد نيست جواز عمل أو بمظنه بملاحظة ضعف وقوة مزاج مطلقا از سه
روز تا ده روز پس هر قدر مظنون أو است از عدد آن را بگيرد واما رابع كه متحيره وناسيه باشد يعنى
كسيكه عادت أو از دست رفته باشد يا از جهت كثرت اختلاف دم بر وجهي كه ديگر أو را ذات
العادة نگويند يا از جهت نسيان باين كه عادت را فراموش كرده باشد بر وجهي كه نه وقت آن را بداند
ونه عدد آن را پس رجوع مىكند بتميز وبا عدم آن مخير است بنحو مذكور در مبتدئه ومضطربه وأحوط
از براي أو اختيار هفت روز است در هر ما هي
( مسألة 2 ) مراد بماه از ابتداى رؤيت خون است
تا سى روز هر چند در أواسط ماه يا أواخر ماه باشد
( مسألة 3 ) أحوط اين است كه عدد مختار را در
أول رؤيت دم قرار دد مگر اين كه مرحجى از براي غير آن باشد
( مسألة 4 ) معتبر است موافقت
در وقت تحيض ما بين ماهها مثلا اگر در ماه أول أول زمان خون ديدن را أول حيض قرار داد در ماه
دوم موافق همان زمان تحيض كند نه پيشتر يا بعدتر پس نمىتواند در يك ماه در أول آن تحيض كند
ودر ماه ديگر در اخر آن يا بعكس
( مسألة 5 ) هر گاه بعد از تحيض در زماني وگذشتن آن معلوم
شد كه آن زمان حيض نبوده بايد تدارك كند اعمال گذشته را وهم چنين اگر متبين شود زيادى يا كمي
عددي كه اختيار كرده است
( مسألة 6 ) صاحب عادت وقتيه فقط هر گاه خون أو از ده تجاوز
كند در عدد حال أو حال مبتدئه است در رجوع بخويشان ودر عمل بتخيير با فقد ايشان يا اختلاف
ايشان بلى اگر بداند كه كمتر از هفت روز است نمىتواند آن را بگيرد
( مسألة 7 ) صاحب عادت
عدديه فقط اگر خون أو از ده تجاوز كند در عدد رجوع مىكند بعادت خود واما در زمان پس اگر