تميزى دارد در آن ماه موافق آن عدد حيض خود را در آن تميز قرار دهد واگر أصلا تميز ندارد
در آن ماه أحوط قرار دادن است در أول واگر تميز دارد لكن موافق با عدد نيست أحوط در
اين صورت اختيار تميز است پس آن را حيض قرار دهد وبا نقصان تكميل كند از غير وبا زيادة
تنقيص كند
( مسألة 8 ) در رجوع بتميز فرق نيست ما بين مراتب سياه وسرخ در شدت وضعف
وهم چنين ما بين سياه وسرخ پس اگر سه روز مثلا سياه به بيند وسه روز سرخ وبعد بصفات استحاضة
باشد شش روز را حيض قرار دهد
( مسألة 9 ) اگر سه روز بصفت حيض به بينه وسه روز بصفت
استحاضة وبعد بصفت حيض پس اگر از ده تجاوز كرد همان سه روز أول را حيض قرار دهد واگر
تجاوز نكرد طرفين را كه بصفت حيض است حيض قرار مىدهد ودر خون ما بين كه بصفت استحاضة
است احتياط مىكند
( مسألة 10 ) هر گاه ما بين دو خونى كه بصفت حيض است ده روز خون
بصفت استحاضة متخلل شود دو خون طرفين را حيض قرار دهد بشرط انكه هر يك از انها از سه روز
كمتر نباشد
( مسألة 11 ) در خون مستمر هر گاه سه روز يا بيشتر متفرق در ضمن ده روز بصفات
حيض باشد مراعاة احتياط كند در همه آن ده روز
( مسألة 12 ) هر گاه خون تفاوت داشته باشد
در أوصاف حيض مثل انكه چند روز حار باشد وچند روز حرقت وسوزندگى داشته باشد يا چند روز
سرخ باشد وچند روز سياه اين محقق تميز نيست بلكه تميز باين است كه بعضي بصفات حيض باشد
بعضي بصفات استحاضة
( مسألة 13 ) بعضي از علما گفته اند كه بايد رجوع كند بعادت اقران
بعد از فقد أقارب وخويشان پس از آن رجوع كند بتخيير ما بين اعداد وأين فرمايش دليلي ندارد پس بايد
رجوع كند بتخيير بعد از فقد أقارب
( مسألة 14 ) مراد باقارب وخويشان أعم است از پدر ومادرى
يا پدرى تنها بلكه يا مادرى تنها وزنده بودن ايشان شرط نيست پس خويش مرده مثل زنده است
در اعتبار
( مسألة 15 ) در جائى كه مخير است در تعيين عدد ما بين شهر يا بعض آن اگر زوج يا سيد با أو
معارضه كند واو را منع نمايد از اختيار زمان خاصي از آن ظاهر وجوب أطاعت أو است در جائى كه
منافى حق استمتاع يا غير آن باشد پس اگر خواسته باشد در أول شهر قرار دهد وسيد يا زوج خواسته
باشد مقاربت كند مىتواند زوجه را منع كند بلكه در هر جا كه زوجه خواسته باشد احتياط استحبابي
بعمل أورد زوج وسيد مىتوانند معارضه كنند با فرض منافاة با حق ايشان بلى اگر احتياط وجوبي