تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦
تابستان ، و زمستان باز رفتى . و اين خاتون با هر كه بيامدى لختى حرب كردى ، و باز صلح كردى و چون [ 1 ] پسر وى خرد بود هر كسى از اهلان بدين ملك طمع كردندى ، و به جنگ بخارخدات بخارا را گرفته [ 2 ] بود . هر بارى اهل بخارا مسلمان شدندى ، و باز چون عرب بازگشتندى ردّت آوردندى ، و قتيبة بن مسلم سه بار [ 3 ] ايشان را مسلمان كرده بود ، باز ردّت آورده كافر شده بودند ، اين بار چهارم قتيبه حرب كرده شهر [ 4 ] بگرفت . و از بعد رنج بسيار اسلام آشكارا كرد ، و مسلمانى اندر دل ايشان بنشاند [ 5 ] به هر طريقى كار بر ايشان سخت كرد ، و ايشان اسلام پذيرفتند به ظاهر ، و به باطن بتپرستى مىكردند . قتيبه چنان صواب ديد كه اهل بخارا را فرمود يك نيمه از خانهاى خويش به عرب دادند ، تا عرب با ايشان باشند [ 6 ] . و از احوال ايشان با خبر باشند ، تا به ضرورت مسلمان باشند [ 7 ] بدين طريق مسلمانى آشكارا [ 8 ] كرد . و احكام شريعت بر ايشان لازم گردانيد ، و مسجدها بنا كرد [ 9 ] ، و آثار كفر و رسم گبرى برداشت ، و جدّ عظيم مىكرد ، و هر كه در احكام شريعت تقصيرى [ 10 ] كردى عقوبت مىكرد ، و مسجد جامع بنا كرد ، و مردمان را فرمود تا نماز آدينه آوردند تا اهل بخارا را ايزد تعالى ثواب اين خير ذخيرهء [ 11 ] آخرت او كناد .
هامش
[ 1 ] - ب ، خ : و چون - نسخ ديگر : چون [ 2 ] - ش ، ب ، م : بخارا گرفته [ 3 ] - ش : و قتيبه سه بار [ 4 ] - م : كرد و شهر [ 5 ] - د ، خ : بنشاندند [ 6 ] - م ، د ، خ : باشد [ 7 ] - د ، م ، ب : باشيدند [ 8 ] - م : آشكار [ 9 ] - م ، ب ، خ : بنا كردند [ 10 ] - م ، ب : تقصير [ 11 ] - م : ذخيره ؟ - خ : خيره
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 66 | محمد بن جعفر النرشخي / ابو نصر احمد بن محمد بن نصر القباوى