تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣
جواب نوشت كه آنچه ياد كردى معلوم شد ، و عجب آمد مرا از اين دو دانه مرواريد بزرگ ، و از آن مرغانى [ 1 ] كه آورده‌اند ، و از اين [ 2 ] عجبتر سخاوت تو كه چنين [ 2 ] چيزى فاخر [ 3 ] به دست آوردى ، و به نزديك ما فرستادى . بارك الله عليك . پس بيكند سالهاى بسيار خراب بماند ، چون قتيبه از كار بيكند فارغ شد ، به خنبون [ 4 ] رفت ، و حربها كرد . و خنبون [ 4 ] و تاراب و بسيار ديهاى خرد بگرفت ، و به وردانه رفت ، و آنجا پادشاهى بود وردانخدات نام ، و با وى حربهاى بسيار كرد [ 5 ] و عاقبت [ 6 ] وردانخدات بمرد . و وردانه [ 7 ] و بسيار ديها بگرفت ، و اندر ميان روستاهاى بخارا ميان تاراب و خنبون و راميتن [ 8 ] لشكرها گرد آمدند بسيار ، و قتيبه را در ميان گرفتند ، و طرخون ملك سغد با لشكر بسيار بيامد ، و خنكخدات با سپاهى [ 9 ] عظيم ، و وردانخدات با سپاه خويش ، و ملك كورمغانون [ 10 ] خواهرزادهء فغفورچين را به مزد گرفته بودند با چهل هزار مرد آمده بود . تا او را يارى دهند [ 11 ] به جنگ قتيبه . و لشكرها جمع شدند ، و كار بر قتيبه سخت شد ، و قتيبه و ياران او بىسلاح بودند . قتيبه ندى كرد [ 12 ] كه بيش سلاح از خود دور نكنند [ 13 ] و لشكرها رها نكنند [ 13 ] ، و سلاح را از اين جهت [ 14 ] قيمت شد . چنان كه نيزه‌اى به پنجاه [ 15 ] درم شد ، و سپرى به پنجاه [ 16 ] درم يا شصت درم ، و زره به
هامش
[ 1 ] - ش ، ب : مرغان [ 2 ] - د : ( از اين ) و ( چنين ) ندارد [ 3 ] - خ : چيز فاخر [ 4 ] - د : به حد جيحون - خ : بسيحون [ 5 ] - از صفحه 41 تا اينجا اوراق نسخهء خ جابجا شده است [ 6 ] - ش ، ب : و بعاقبت - خ : بعاقبت [ 7 ] - ش ، ب : وردانه [ 8 ] - خ : خبون - د : خبون و رامتين [ 9 ] - م ، ب ، خ : با سپاه [ 10 ] - م ، ب : كوزمغانون [ 11 ] - د ، خ : دهد [ 12 ] - د ، م ، ب ، خ ، نذر كرد [ 13 ] - د ، م ، ب ، خ : نكند [ 14 ] - ش ، م ، ب ، خ : و سلاح از اين سبب - ( را ) فقط در د ، ت است [ 15 ] - د ، ب ، م ، خ : نيزه پنجاه [ 16 ] - د ، م ، ب ، خ : و سپرى پنجاه
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 63 | محمد بن جعفر النرشخي / ابو نصر احمد بن محمد بن نصر القباوى