كردند ايشان را ، از بام كوشك سنگ مىزدند ، حرب [ 1 ] شد ، و دست مسلمانان قوى آمد ، و درهاى كوشكهاى ايشان بر كندند ، و بياوردند و بدان درها هر كسى [ 2 ] صورت بت خويش كرده بودند . چون مسجد جامع زيادت شد آن درها ( را ) به مسجد جامع خرج كردند ، و روى صورت بتراشيده [ 3 ] و باقى بگذاشته [ 4 ] راست كردند [ 5 ] .
احمد بن محمد بن نصر گويد امروز از آن درها يكى مانده است بدان موضع كه از بامها فرود آئى بر در مسجد جامع ، چون خواهى به سراى امير خراسان روى ، نخستين در بمانى [ 6 ] ، در دوم از بقيت آن درهاست . و اثر تراشيدگى بر وى پديد است هنوز .
و آن مسجد [ 7 ] كه اندر حصار است [ 8 ] قتيبه بنا كرده است ، مردمان در وى نماز مىكردند . چون مسلمانى زيادت شد ، و رغبت مردمان به هر روز [ 9 ] به اسلام بيشتر مىشد [ 10 ] ، پس بدان ( مسجد ) [ 11 ] نگنجيدند ، تا به روزگار فضل بن يحيى بن خالد برمكى ، چون امير خراسان شد به روزگار [ 12 ] هارون الرشيد ، مردمان بخارا جمع شدند ، و اتفاق كردند ، و پارگين [ 13 ] حصار بنا كردند . ( و ميان حصار و شارستان ، مسجد جامع بنا كردند ) [ 14 ] اندر سال صد و پنجاه و چهار [ 15 ] اندر مسجد جامع حصار نماز آدينه گذاردند [ 16 ] . و چون مسجد جامع فرسود [ 17 ] ، و مسجد جامع حصار
هامش
[ 1 ] - خ : و حرب
[ 2 ] - د : هر كس
[ 3 ] - خ : تراشيده
[ 4 ] - خ : نگذاشته
[ 5 ] - م ، ب : زشت گردد - خ ، د : راست گردد
[ 6 ] - م : در نمانى - د ، خ : در عالى
[ 7 ] - م ، ب : و آن مسجد جامع - د :
( جامع ) ندارد
[ 8 ] - خ : ( است ) ندارد
[ 9 ] - د ، ب : بهرروزى - خ : هر روزى
[ 10 ] - ش :
زيادت مىشد
[ 11 ] - د : ( مسجد ) ندارد
[ 12 ] - خ : بروز
[ 13 ] - د : باركس - خ : بار كش
[ 14 ] - د ، خ : آنچه در ميان پرانتز است ندارد
[ 15 ] - م ، ب : افزوده : سال
[ 16 ] - د ، خ :
گذاريدند
[ 17 ] - ش : فرسوده