قتيبة بن مسلم مسجد جامع [ 1 ] بنا كرد ، اندر حصار بخارا به سال نود و چهار ، و آن موضع بتخانه بود مر اهل بخارا را [ 2 ] ، فرمود تا هر آدينه در آنجا جمع شدندى ، چنان كه هر آدينه منادى فرمودى ، هر كه به نماز آدينه حاضر شود ، دو درم بدهم . و مردمان بخارا به اول اسلام در نماز قرآن به پارسى خواندندى [ 3 ] ، و عربى نتوانستندى آموختن . و چون وقت ركوع شدى ، مردى بودى كه در پس ايشان بانگ زدى [ 4 ] « بكنيتا نكينت » [ 5 ] . و چون سجده خواستندى كردن [ 6 ] بانگ كردى « نكو نيانكونى » محمد بن [ 7 ] جعفر اندر كتاب ياد كرده است كه مسجد جامع بخارا را ديدم بر وى درهاى با صورت ، و ( روى ) آن را تراشيده ، و باقى را بر [ 8 ] حال گذاشته . گفت پرسيدم از استاد خويش كه آن درها به اول كه نهاده [ 9 ] بود . و مردى كه عمر يافته [ 10 ] بود گفت سبب آن چنان بود كه به زمان [ 11 ] گفتندى بيرون [ 12 ] شهر هفتصد كوشك بود كه توانگران آنجا باشيدندى ، و ايشان گردنكش [ 13 ] تر بودند ، و به مسجد جامع بيشتر كس حاضر نشدندى ، و درويشان رغبت نمودندى بدان دو درم تا بگيرند ، اما توانگران رغبت نكردندى . يك روز آدينه مسلمانان به در كوشكها رفتند ، و ايشان را به نماز آدينه خواندند . و الحاح
هامش
[ 1 ] - د ، خ : جامع مسجد
[ 2 ] - م ، ب ( را ) ندارد
[ 3 ] - خ : خواندند
[ 4 ] - ش ، ب : بانگ ( زدى ) ندارد
[ 5 ] - م ، ب : نكينتا نكينت - خ : يكنتا يكنت
[ 6 ] - ب ، خ ، د . كردى - ش : ( كردى ) ندارد - م : كردى
[ 7 ] - ش ( بن ) ندارد
[ 8 ] - خ : و باقى و رام را بر ؟
[ 9 ] - د ، خ ، ب : به اول او نهاده
[ 10 ] - د ، ب : و مردى عمر يافته
[ 11 ] - م ، ب ، خ : به زبان - خ : زبان - ش : به زمان - د : بزيان
[ 12 ] - د ، م ، ب ، خ : و بيرون
[ 13 ] - خ : گروكشىتر