تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
خرماء خويش بيرون كرد ، و با آن خرماها [ 1 ] » مقابله كرد و همچنان [ 2 ] بود كه خاتون داشت ، و به عذر آمد [ 3 ] ، و گفت ما را از اين جنس بسيار نباشد ، و اين دو خرما را [ 4 ] سالهاى بسيار نگاه داشته‌ام از بهر بيمارى [ 5 ] . آورده‌اند كه اين خاتون زنى بود [ 6 ] شيرين و با جمال ، سعيد بر وى عاشق شد ، و اهل بخارا را در اين [ 7 ] معنى سرودهاست به زبان بخارى [ 8 ] . و در روايتى [ 9 ] آورده‌اند ( كه ) در آن وقت كه سعيد به بخارا آمده بود ، قثم بن عباس رضى الله عنه به بخارا آمد ، سعيد او را اكرامى كرد [ 10 ] و گفت از اين ( غنيمت ) هر كسى را يك تير بدهم [ 11 ] ، و ترا هزار تير . قثم رضى الله عنه [ 12 ] گفت نخواهم ( بجز يك تير ، چنان كه فرمان شريعت است . از بعد [ 13 ] آن قثم رضى الله عنه [ 14 ] ) به مرو رفت و آنجا فوت شد . و بعضى گفته‌اند به سمرقند فوت شده است و الله اعلم . و چون سعيد از كارهاى بخارا فارغ [ 15 ] شد ، به سمرقند و سغد رفت ، و حربهاى بسيار كرد و ظفر او را بود . و آن روز سمرقند را پادشاهى [ 16 ] نبود ، و از [ 17 ] سمرقند سى هزار تن برده كرد [ 18 ] ، و مال بسيار آورد . چون [ 19 ] به بخارا رسيد ، خاتون كس فرستاد و گفت : چون به سلامت [ 20 ] بازگشتى آن گرو به ما بده [ 21 ] . سعيد گفت من هنوز از تو ايمن نشده‌ام [ 22 ] . گرو با من باشد تا من [ 23 ]
هامش
[ 1 ] - د ، ت ، خ : بگشاد خرما ديد بخرماى خويش [ 2 ] - د ، خ : همچنان [ 3 ] - د : و بعد از آن او را آمد - خ : و بعد از آن در آمد [ 4 ] - در ش ، ب ( را ) نيست [ 5 ] - د ، م ، ب : بيمارى را [ 6 ] - ش ، م : زن بود [ 7 ] - م ، ب : از اين [ 8 ] - ب : ( به زبان بخارى ) ندارد [ 9 ] - ش ، م ، ب : روايت [ 10 ] - خ : گرامى كرد [ 11 ] - د : يك تير دهم - خ : تير دهم [ 12 ] - د ، ت ، خ ( عنه ) ندارد [ 13 ] - ش ، ب : و از بعد [ 14 ] - اين سطر از خ ساقط شده است [ 15 ] - خ : از كارها فارغ [ 16 ] - خ : پادشاه [ 17 ] - م ، ب : از [ 18 ] - د ، خ : كس اسير كرد [ 19 ] - د ، خ : و چون [ 20 ] - ب ، خ : سلامت [ 21 ] - ش : چرا آن گرو بمانده - م ، چرا آن گرومانده - ب ، د ، خ : گرومانده رد [ 22 ] - د ، ت ، خ : هنوز ايمن نيستم [ 23 ] - ( من ) در ش ، ب : نيست