محمد [ 1 ] بن جعفر آورده است ( كه ) اين غدرفى به كوشك ماخك [ 2 ] زدهاند در شهر بخارا . و در سيم غدرفى [ 3 ] نقره بيشتر از اخلاط ديگر است . و گفتهاند كه ( در ) هر درمى يك حبه [ 4 ] زر است - و در هر ده [ 5 ] درم به وزن نيم درم سنگ تا [ 6 ] چهار دانگ و نيم باشد . و به بخارا عدلى پشيز [ 7 ] بسيار زدهاند ، هر كسى از آل سامان ، و از پادشاهان ديگر بعد [ 8 ] از آل سامان ذكر آن كرده نشد ، چون در آن عجبى نبود .
ذكر ابتداى فتح بخارا
محمد بن جعفر چنين آورده است كه چون عبيد الله زياد را معاويه [ 9 ] به خراسان فرستاد ، وى از آب جيحون بگذشت و به بخارا آمد . و پادشاه بخارا خاتونى [ 10 ] بود ، از بهر آنكه پسر او طغشاده خرد بود . پس عبيد الله زياد بيكند بگشاد و راميتن [ 11 ] ، و بسيار برده كرد [ 12 ] . و چهار هزار بندهء [ 13 ] بخارى خويشتن را گرفت [ 14 ] ، و اين به آخر ( سال ) پنجاه و سه و اول سال پنجاه و چهار [ 15 ] بود .
چون به شهر بخارا رسيد صفها بر كشيد ، و منجنيقها راست كرد . خاتون كس به تركان [ 16 ] فرستاد ، و از ايشان يارى خواست . و كس به عبيد الله زياد فرستاد و هفت روز مهلت خواست ، و گفت من در طاعت [ 17 ] توام ، و هديه هاى بسيار فرستاد .
هامش
[ 1 ] - خ : و محمد
[ 2 ] - د : ماخ
[ 3 ] - د : غطرفى سيم
[ 4 ] - ش ، م ، ب : يك چند - د ، خ : يك حبّه
[ 5 ] - د : و هر ده
[ 6 ] - د ، خ : يا
[ 7 ] - د ، خ : بيشتر
[ 8 ] - د ، خ : چون بعد
[ 9 ] - خ : عبد الله زياد معاويه را
[ 10 ] - خ : پادشاه بخارا را زنى
[ 11 ] - د ، خ ، ش : رامتين
[ 12 ] - ب : كرده - خ :
بسيار كرد - اوراق نسخه خ : در اين موضع جابجا شده است
[ 13 ] - خ : برده
[ 14 ] - خ : بگرفت
[ 15 ] - ش ، ب : چار
[ 16 ] - د : خاتون بتركان - خ : خاتون بتركان كس
[ 17 ] - د ، خ : اطاعت