ساختند ، و دروازه ها نهادند ، و اين به تاريخ دويست و سى و پنج بود كه تمام شد . و اين ربض [ را ] [ 1 ] به هر وقت كه لشكرى قصد بخارا كردى عمارت تازه كردندى .
و ارسلانخان به روزگار خويش بفرمود تا در پيش آن ربض قديم ربضى [ 2 ] ديگر بنا كنند [ 3 ] ، چنان كه هر دو متصل و محكم شد . و آن نيز خراب شد .
و در شهور [ 4 ] سنهء ستين و خمسمائه خاقان عادل عالم ركن الدنيا و الدين مسعود قلج طمغاج خان نور الله مضجعه بفرمود تا بيرون آن ربض قديم ( شهر ) بخارا ربضى [ 5 ] زدند ، و باز ويران شد . و در شهور [ 6 ] سنهء ستين و خمسمائه [ 7 ] خوارزمشاه محمد بن سلطان تكش بخارا را بگرفت [ 8 ] و باز ربض فرمود ، و فصيل زدند [ 9 ] ، و هر دو را نو كردند . و در شهور [ 10 ] سنهء عشرة [ 11 ] و ستمائة باز لشكر تاتار ( آمد و ) شهر [ 12 ] [ را ] بگرفت و باز ويران شد .
ذكر درم [ 13 ] و سيم زدن به بخارا
نخستين كسى كه سيم زد به بخارا پادشاهى بود نام او كانا بخارخدات و او سى سال ( بر بخارا پادشاه بود و ) در بخارا بازرگانى به كرباس و گندم ( بودى ) . او را خبر دادند كه به ولايتهاى ديگر سيم زدهاند ، او نيز [ 14 ] بفرمود تا به بخارا [ 15 ] سيم زدند از نقرهء
هامش
[ 1 ] - ش ، م ، ب : ( را ) ندارد
[ 2 ] - د ، خ : در پيش ربض قديم ربض
[ 3 ] - خ : كردند
[ 4 ] - د ، خ ، ت :
در شهور
[ 5 ] - ش : ربض
[ 6 ] - ش : و در شهور - نسخ ديگر : در شهور
[ 7 ] - د ، خ : ستين و اربع و خمسمائه - ش ، م ، ب : ستين و اربعمائه
[ 8 ] - ب : بخارا يگرفت
[ 9 ] - ش ، م ، ب : و فصيل زدن
[ 10 ] - د ، م ، خ ، ب : در شهور
[ 11 ] - ش ، ب ، م : سته عشر
[ 12 ] - د ، خ : تاتار شهر
[ 13 ] - ت : درهم
[ 14 ] - ش : و نيز
[ 15 ] - د ، خ : تا در بخارا