تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
( خالص ) [ 1 ] و بر آن ( صورت ) [ 2 ] خويش ، بفرمود [ 3 ] با تاج ، و اين به روزگار ( خلافت ) امير المؤمنين ابو بكر ( صديق ) رضى الله [ 4 ] عنه [ بود ] . تا به روزگار هارون الرشيد غطريف بن عطا [ 5 ] امير خراسان شد ، در ماه رمضان به سال [ 6 ] صد و هشتاد و پنج [ 7 ] . و اين غطريف برادر مادر هارون الرشيد بود ، و مادر هارون الرشيد [ را ] خيزران نام بود ، دختر عطا از يمن . از شهرى كه آن را جرش [ 8 ] گويند ، و اسير افتاده بود به طبرستان ، و از آنجا او را به نزديك مهدى آوردند ، مهدى را از وى دو پسر آمد [ 9 ] : يكى موسى الهادى و دوم هارون الرشيد . و چون كار خيزران بزرگ شد ، اين غطريف [ 10 ] به نزديك وى آمد ( از يمن ) ، و با وى [ 11 ] مىبود . هارون الرشيد خراسان به وى داد ، و بدان تاريخ در دست مردمان ( سيم ) خوارزم روان شده بود ، و مردمان آن سيم را [ 12 ] به ناخوش دلى گرفتندى ، و آن سيم بخارا از دست مردمان بيرون شده بود . چون غطريف بن عطا به خراسان آمد ، اشراف و اعيان بخارا به نزديك او رفتند ، و از وى درخواستند [ 13 ] كه ما را سيم نمانده است در شهر . امير خراسان فرمايد [ 14 ] تا ما را سيم زنند ، ( و ) به همان سكه زنند كه ( سيم بخارا ) در قديم بوده است ، و سيمى [ مى ] بايد كه هيچ كس از دست ما بيرون نكند [ 15 ] و از شهر ما بيرون [ 16 ] نبرد تا [ ما ] با سيم ( ميان ) [ 17 ] خويش ، معاملت بكنيم . [ 18 ] ، و بدان تاريخ نقره عزيز بود ، پس اهل شهر را جمع كردند ،
هامش
[ 1 ] - خ : كلمهء ( خالص ) در اين نسخه نيست [ 2 ] - م ، ب : صورتى و در د ، خ : نيست [ 3 ] - د ، ب ، خ : فرمود [ 4 ] - ش ، ب : افزوده : تعالى [ 5 ] - خ : عطاى [ 6 ] - خ : سال [ 7 ] - د ، خ : و پنج بود [ 8 ] - د ، م ، ب ، خ : خداش [ 9 ] - د ، خ : بود [ 10 ] - م : در زير اين كلمه نوشته شده « غطريف در لغت مهتر بزرگ را گويند » [ 11 ] - خ : از و با او ( يمن ) ندارد - م ، ب : از يمن و با او [ 12 ] - د ، خ : ( را ) ندارد [ 13 ] - د ، خ : درخواست كردند [ 14 ] - د ، خ : فرمود [ 15 ] - د ، خ : نتواند كرد [ 16 ] - از اين موضع تا صفحهء 47 چاپى سطر سوم مقدار شش صفحه از نسخهء م افتاده است [ 17 ] - د ، م ، خ : ( ميان ) ندارد [ 18 ] - ش ، ب : كنيم
تاريخ بخارا ( فارسي ) — صفحة 50 | محمد بن جعفر النرشخي / ابو نصر احمد بن محمد بن نصر القباوى