چراگاهى ساخت از جهت ستوران خاصه ، و آن را غورق نام كرد ، و آن را ديوارهاى استوار ساخت به مقدار يك ميل ، و اندر وى كاخى و كبوتر خانه اى [ 1 ] ساخت ، و اندر آن غورق جانوران وحشى داشتى ، چون گوزنان و آهوان و روباهان و خوكان ، و همه آموخته بودند . و ديوارهاى بلند [ 2 ] بر وى بود كه نتوانستندى گريختن . چون ملك شمس الملك [ 3 ] از دنيا برفت ، برادر او [ 4 ] خضرخان به ملك نشست [ 5 ] ، و اين شمس آباد را عمارتها زيادت فرمود . و بغايت با نزهت [ 6 ] بود [ 7 ] ، و چون او نيز از دنيا برفت ، پسر او احمدخان پادشاه شد ، اين شمس آباد را تيمار نكرد تا خراب شد .
چون ملكشاه از خراسان بيامد ، و به بخارا رسيد ، خرابى بسيار كرد . چون به سمرقند رفت احمد خان را بگرفت ، و به خراسان برد ، و باز به ما وراء النهر فرستاد . و شمس آباد تمام ويران شده بود . و خويشتن را سرائى به جويبار فرمود بنا كردند [ 8 ] . و اندر آن بوستان آب روان [ 9 ] و آنچه تكلَّف بود به جاى آوردند [ 10 ] .
و مدّت سى سال آن سراى دار الملك بخارا بود .
چون ارسلانخان به ملك بنشست ، هر وقت كه به بخارا بودى [ 11 ] در اين سراى بودى . بعد از آن چنان صواب ديد كه [ ويران كنند ] فرمود تا آن سراى را برداشتند و به حصار بردند ، و آن موضع خراب بماند .
و از بعد [ 12 ] چند سال ارسلانخان به محلت دروازه جه [ 13 ] اندر كوى بو ليث سرائى [ 14 ] فرمود بنا كردند [ 15 ] ، و اندر وى گرمابهء خاص فرمود ساختند [ 16 ] ، و يكى
هامش
[ 1 ] - د : كاخ و كيوان و خانه - خ : كاخ و كيوان و خانه
[ 2 ] - د ، خ : ديوارهاى او بلند
[ 3 ] - د ، خ :
الدين
[ 4 ] - د : برادران
[ 5 ] - ش ، م ، ب : بنشست
[ 6 ] - د ، خ : بغايت نيكو تا درست
[ 7 ] - د ، خ ، ب :
( بود ) ندارد
[ 8 ] - م ، ب : او خويشتن - د ، خ : از براى خويشتن سراى فرود و جويبارى بنا كرد
[ 9 ] - م ، ب : و اندر بوستان و آب - خ : و آب روان
[ 10 ] - ش ، م ، ب : آورد
[ 11 ] - كلمهء ( بودى ) در د ، ت ، م : نيست
[ 12 ] - د ، خ : و بعد از
[ 13 ] - ش : م ، ب : دروازچه - نسخ ديگر : دروازه
[ 14 ] - م ، ب ، خ : سراى
[ 15 ] - ش : كردن
[ 16 ] - ش : ساختن